«سرملوان شهریار» تنهاست...
۱۲۱۰۶۵
۱۴ تير ۱۳۹۳ - ۱۳:۴۷
۴۰۵۲ 
حدود 15 روز از آزادی کاپیتان ایرانی از چنگال دزدان دریایی سومالی که سه سال در اسارت آنها بود می گذرد و شهریار ایرانی ها و خانواده اش هنوز چشم به راه یک مراسم تجلیل ساده و حتی احوالپرسی مسئولان هستند. داستان اتفاقات اسارت و آزادی او آنقدر عجیب و غریب است که خودش هم هنوز آنها را باور نمی کند.
 
 
 
 
 روزنامه هفت صبح: حدود 15 روز از آزادی کاپیتان ایرانی از چنگال دزدان دریایی سومالی که سه سال در اسارت آنها بود می گذرد و شهریار ایرانی ها و خانواده اش هنوز چشم به راه یک مراسم تجلیل ساده و حتی احوالپرسی مسئولان هستند. داستان اتفاقات اسارت و آزادی او آنقدر عجیب و غریب است که خودش هم هنوز آنها را باور نمی کند.

کاپیتان شهریار علی آبادی این روزها با خاطراتش روزگار می گذراند و تا به حال به جز شهردار سبزوار و رئیس بنیاد شهید این شهر هیچ کس حتی از او دلجویی هم نکرده است. دقیقا همان اتفاقاتی که چند ماه قبل برای سربازان گروگان گرفته شده کشور افتاد که پس از آزادی شان اعلام شد آنها در خدمت شان قصور کرده اند و حتی صحبت جریمه و اضافه خدمت هم به میان آمد.

اطلاعات به دست آمده توسط خبرنگار هفت صبح نشان می دهد که کاپیتان شهریار این روزها همچنان تحت تاثیر اتفاقات پیش آمده است و فعلا مشغول درمان و بازیابی روحی و جسمی خودش است. از دندان هایش بگیرید که در این سه سال چیزی از آنها باقی نمانده تا خاطرات تلخ و وحشتناکش که مرور آنها هنوز مانند زخمی بر جانش فرو می رود.

گفته می شود در این میان به جز آن دو مسئول هیچ مقام و مسئولی حتی برای دلجویی پیش او نیامده چه برسد به پیگیری وضعیت جسمی و روحی او. نماینده سبزوار در مجلس و عضو کمیسیون ملی مجلس نیز به هفت صبح می گوید که برگزاری مراسم تجلیل به عهده نهادهای نظارتی است و همچنین تاکنون گلایه و مشکلی از جانب کاپیتان منعکس نشده است.

در گزارش هفت صبح به بررسی این موضوعات پرداختیم و جزئیات جدیدی از نحوه آزاد شدن او را منتشر کردیم. در همان زمانی که کاپیتان شهریار در سومالی مشغول شکستن شیشه و فرار بوده؛ مادرش در حرم امام رضا مشغول دعا بوده که به خواب می رود و در خواب می بیند فرزندش آزاد شده است...

تاکنون مشکلی گزارش نشده

محمدرضا محسنی ثانی عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس و نماینده سبزوار در مشهد در پاسخ به هفت صبح درباره این موضوع که چرا تاکنون هیچگونه مراسم تجلیلی برای او صورت نگرفته، می گوید: «در زمان حضور کاپیتان علی آبادی در سبزوار من در مجلس بودم اما مراسم تجلیلی برای او در همان شهر برگزار شد. جمهوری اسلامی در زمان اسارت ایشان پیگیری های زیادی انجام دادند و برای تجلیل و قدردانی از او نیز باید مسئولان اجرایی چنین اقدامی انجام دهند که ظاهرا انجام شده است.»

چرا در موارد اینچنینی از نیروهای کشور قدردانی و تجلیل به خصوصی انجام نمی دهیم و برخلاف کشورهای دیگر از آنها یک قهرمان نمی سازیم؟ اتفاقی که چند ماه قبل در رابطه با سربازان گروگان گرفته شده نیز رخ داد.

این عضو کمیسیون امنیت ملی در پاسخ می گوید: «البته موضوع سربازان کاملا متفاوت بوده و همانگونه که فیلم ها هم نشان داد، آنها در زمان انجام وظیفه قصور داشته اند و خواب بودند. بنابراین تجلیل از آنها موضوعیتی نداشت. در مورد کاپیتان علی آبادی نیز مراسمی در شهر مشهد برگزار شد و مسئولان اجرایی باید چنین اقداماتی انجام دهند.»

او در پاسخ به این سوال که آیا از وضعیت روحی و جسمی کاپیتان که گفته می شود از شرایط طبیعی کمی به دور است باخبر است یا خیر، می گوید: «تا آنجا که ما خبر داریم وضعیت او مناسب بوده و گلایه و شکایتی نکرده است. ظاهرا خودش اعلام کرده که وضعیتش مطلوب است و من تعجب می کنم این صحبت ها را از شما می شنوم. تا به حال حرفی و انتقادی از او شنیده نشده و تا آنجا که ما اطلاع داریم وضعیتش مناسب است.»

چرا نمایندگان پس از آزادی کاپیتان علی آبادی، برای پیگیری وضعیتش با او صحبتی نداشته اند؟ محسنی در پاسخ به این سوال می گوید: «خیلی از مردم شماره و آدرس دفتر ما را دارند و برای حل مشکلاتشان به ما مراجعه می کنند. اگر آنها احتمالا مشکلی داشته باشند، خودشان باید با ما تماس می گرفتند.»

شهریار چگونه آزاد شد؟

شهریار 26 ساله بود که به این سفر فراخوانده شد و وقتی رفت، قرار بود ازدواج او برای بازگشت از این سفر طولانی گذاشته شود، به دلیل منع باربری دریایی ایران به خاطر محاصر شدید اقتصادی، کشتی ایرانی با پرچم کشور مالزی عازم دریا شد و پس از یک سال بی خبری، ناگهان خبر اسارت او به گوش رسید.

پس از اسارت او فراز و فرودهای زیادی برای کاپیتان رخ داد که شرح مفصل آن را در گزارش قبلی هفت صبح کار کرده بودیم. از آتش گرفتن کشتی و انتقال به خشکی تا بازگشت دوباره به دریا... شهریار در زمان آزاد شدنش در خشکی نگهداری می شده و از چند روز قبل با شکستن شیشه ای وسایل خود را به بیرون انتقال داده بودند. در روز فرار آنها در یک موقعیت مناسب که دزدان دریایی مشغول استراحت بوده اند به بیرون فرار می کنند و با نمایندگان سازمان ملل تماس می گیرند.

در همان زمان مادر کاپیتان شهریار شبانه به مشهد برای زیارت می رود، او تا به حال صبح ها برای زیارت می رفته اما آن شب بدجوری دلش می گیرد و شبانه به حرم می رود و گریه می کند. در همین حال به خواب می رود و در خواب می بیند که فرزندش آزاد شده و پس از بیدار شدن با خوشحالی به اطرافیان می گوید که به شهر خودبازگردند.

در همان زمان نمایندگان سازمان ملل نیز که از ابتدا پیگیر ماجرای گروگان ها بوده اند و حتی چند دفعه با آنها دیدار داشته اند، خود را به آنها می رسانند و این افراد را به فرودگاه منتقل می کنند.

سفیر ایران در کنیا هم در این مدت پیگیر وضعیت گروگان ایرانی بوده و تلاش زیادی برای آزادسازی آنها انجام داده بود. آنها به فرودگاه می رسند و سفیر ایران در کنیا هم به استقبال او می رود. کاپیتان علی آبادی با یک پرواز به کینا، سپس به قطر و بعد به سبزوار مشهد می رسد. او در مدت اسارت مورد شکنجه های فراوانی قرار گرفت و صدمات زیادی را دید و هنوز از یادآوری آنها دست و دلش می لرزد.
برچسب ها:
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج