«بازگشته»، وای عجب فیلمی!
۲۳۴۸۵۴
۳۰ شهريور ۱۳۹۴ - ۰۸:۰۶
۹۳۵۹ 
جنهم زنده ایناریتو
آلخاندرو گونزالس ایناریتو کارگردان «بردمن» در پاسخ به کسانی که از روش های جاه طلبانه او در ساخت فیلم جدیدش انتقاد کرده اند می گوید: «وقتی فیلم را ببینید، عیار آن دست تان می آید و خواهید گفت: وای، عجب فیلمی!»

مجله اینترنتی برترین ها





روزنامه هفت صبح - ترجمه آیدین تدین: آلخاندرو گونزالس ایناریتو کارگردان «بردمن» در پاسخ به کسانی که از روش های جاه طلبانه او در ساخت فیلم جدیدش انتقاد کرده اند می گوید: «وقتی فیلم را ببینید، عیار آن دست تان می آید و خواهید گفت: وای، عجب فیلمی!»

عوامل سازنده فیلم جدید ایناریتو همگی از حرفه ای های حوزه فیلمسازی هستند اما سختی های ضبط «بازگشته» (The Revenant) به قدری زیاد و پیچیده بوده که عده ای ترجیح داده اند در میانه فیلمبرداری گروه را ترک کنند و عده ای هم قربانی سختگیری های آقای کارگردان شده اند و حکم اخراج شان صادر شده.

آنهایی که صبوری کردند و ماندند حالا از نتیجه کار راضی به نظر می رسند و عقیده دارند فیلم جدید ایناریتو بعد از «بردمن» یک حماسه تمام عیار و از مدعیان اصلی اسکار سال آینده خواهد بود.

بعضی ها هم به صراحت گفته اند ساخت این فیلم وحشتناک ترین تجربه حرفه ای شان تا امروز بوده - به قول آنهایی که رُک تر بوده اند: «یک جهنم زنده».

به همین بهانه، گزارشی از پشت صحنه «بازگشته» - به روایت ایناریتو و سایر عوامل فیلم - را در اینجا آورده و در ادامه نگاهی انداخته ایم به پنج فیلم قبلی این فیلمساز مکزیکی.

«بازگشته»؛ وای عجب فیلمی!

تولید «بازگشته» از سپتامبر 2014 آغاز شد و قرار بود تا مارس 2015 (در مدت کمتر از 7 ماه) فیلمبرداری آن تمام شود اما دوربین ها همچنان مشغول کارند و ضبط فیلم دست کم تا ماه آینده ادامه دارد؛ آن هم در حالی که هزینه ساخت فیلم از مرز 95 میلیون دلار عبور کرده و طبق پیش بینی منابع نزدیکتر به 135 میلیون دلار خواهد رسید یا حتی از آن هم فراتر خواهد رفت.

عوامل فیلم می گویند در این چند ماه شاهد تغییر و تحولات عظیمی بوده اند از جمله اخراج بسیاری از همکارانشان یا کسانی که به خواست خودشان گروه را ترک کرده و از ادامه همکاری با این پروژه دشوار منصرف شده اند.

آنها همچنین می گویند ماجراهای پشت صحنه باعث شد ایناریتو با یکدندگی حضور جیم اسکاچدُپل تهیه کننده فیلم را سر صحنه فیلمبرداری ممنوع اعلام کند. او کسی است که ایناریتو سر پروژه «بردمن» نیز با او همکاری کرده بود.

لئوناردو دی کاپریو در این فیلم نقش یک ماجراجوی قرن نوزدهمی به نام هیو گلس را بازی می کند. داستان «بازگشته» که با الهام از اتفاقات واقعی نوشته شده، ماجراجویی های هیو گلس را در خلال برف سنگین و مصیبت هایی که برایش رخ می دهد دنبال می کند، از جمله نبرد با بومی های آمریکا و جراحت تقریبا مرگباری که با حمله یک خرس وحشی عظیم الجثه برایش پیش می آید.

ایناریتوی 51 ساله دست به انتخاب های نامتعارفی حین ساخت این فیلم زده، ضبط سکانس به سانس، تنها با استفاده از نور طبیعی شیوه غیرمعمول ایناریتو برای ساخت «بازگشته» بوده است. با وجود این که طبق برنامه ریزی های انجام گرفته قرار بود صحنه های مربوط به دی کاپریو تماما در کانادا فیلمبرداری شود، شرایط جوی و آب و هوا یاری نکرد و در نتیجه سازندگان فیلم در حال حاضر برای پیدا کردن برف، عازم محلی در ارتفاعات آرژانتین شده اند. تام هاردی، ویل پولتر و دامنال گلیسن دیگر بازیگران فیلم جدید ایناریتو هستند.

«بازگشته»؛ وای عجب فیلمی!

کارگردان مکزیکی می گوید او معمولا چند ماه مانده به اکران فیلمش مصاحبه نمی کند (زمان اکران «بازگشته» 25 دسامبر/ 4 دی اعلام شده است) اما فیلمساز مکزیکی برنده اسکار به گفته خودش این بار قصد دارد خیلی صریح درباره شایعات گسترده ای که این روزها پیرامون تولید پردردسر فیلم جدیدش دهان به دهان می چرخد گفتگو کند. او می گوید: «من هیچ چیز برای پنهان کردن ندارم.» و اضافه می کند: «مشکلاتی بوده اما هیچ کدام شان باعث سرافکندگی و خجالتم نیستند.»

ایناریتو صراحتا می گوید بله، بعضی ها گروه را ترک کردند، «اما در مقام کارگردان اگر تشخیص بدهم ساز ناکوکی در این میان وجود دارد، چاره ای ندارم جز اینکه از گروه ارکستر حذفش کنم.» و در حالی که اذعان می کند ضبط فیلم بیش از اندازه به طول انجامیده و هزینه ساخت آن از برآوردهای اولیه فراتر رفته اما به گفته خودش دغدغه اصلی اش این است که به هر قیمتی فیلم نسازد: «من کاملا، حتی اگر ابلهانه به نظر برسد، به این موضوع واقف هستم.»

به امانوئل لویزکی فیلمبردار این حق انتخاب داده شده که تنها از نور طبیعی استفاده کند، به همین دلیل هر روز مدت زمان محدودی برای ضبط سکانس ها وجود دارد. ایناریتو در ضبط این فیلم از همان تکنیک هایی استفاده می کند که باعث ایجاد افکت های «بردمن» شده بود اما این بار به شکلی افراطی تر، به همین دلیل هم تغییرات آب و هوایی بی برو برگرد مشکل ساز می شود.

به گفته یکی از عوامل: «ساعت 4 عصر که می رسد، فقط یک ساعت وقت داری آن هم در حالی که نور روز به نصف رسیده و دیگر آن نوری نیست که او (ایناریتو) دلش می خواهد با آن فیلمبرداری کند. اگر بخواهی راش ها را یکدست و یکپارچه به هم بچسبانی، این تغییر نور باعث عدم هماهنگی و از بین رفتن یکدستی تصویرم شود.»

از یک جایی به بعد، دمای هوا به زیر 25 یا حتی منفی 40 درجه سانتیگراد آن هم با وزش بادهای سرد رسید اما از آنجایی که در آن مقطع زمانی داستان فیلم در پاییز رخ می داد، از بازیگران خواسته شد بدون کلاه و دستکش جلوی دوربین بروند. ایناریتو تعریف می کند: «همه داشتند از سرما یخ می زدند. تجهیزات مان داشت ترک می خورد. جا به جا کردن دوربین از یک نقطه به نقطه دیگر کابوس بود.»

آقای کارگردان می گوید ایمنی گروه اولویت همیشگی او است و هیچ آسیب جدی سر صحنه فیلمبرداری رخ نداده. ایناریتو هنگام ضبط صحنه ای تصمیم می گیرد یکی از شخصیت ها برهنه روی زمین کشیده شود. آقای کارگردان یادش می آید که نگران آسیب دیدن بازیگرش بوده و به همین خاطر یک کیسه پلاستیکی زیرش پهن می کند تا از او محافظت کند. او تعریف می کند: «چندین بار ازش پرسیدم حالت خوبه؟» او می گوید هر بار که حالش را می پرسیده بازیگرش جواب می داده آماده است. یک برداشت دیگر هم امتحان کند. ایناریتو می گوید: «من خیلی وسواس به خرج دادم و بیشتر از همیشه مراقب بودم.» در حالی که همه عوامل می گویند بازیگر فیلم داشته عذاب می کشیده و درد داشته.

«بازگشته»؛ وای عجب فیلمی!

با وجود این، هنوز هم بعضی عوامل عقیده دارند بسیاری از سختی ها و مصیبت هایی که این کار به همراه داشته غیرضروری و قابل کنترل بوده. حتی هزینه ها هم می توانست کمتر از این باشد اگر دست کم بعضی از بخش های فیلم با استفاده از جلوه های ویژه کامپیوتری تولید می شد.

ایناریتو شدیدا مخالف این نظر است و می گوید: «این دقیقا همان چیزی است که من نمی خواستم اتفاق بیفتد. اگر آخر سر کارمان به پرده سبزرنگ می رسید، همه مشغول صرف قهوه می شدند و بهشان خوش می گذشت و در نهایت هم خیلی خوشحال و راضی بودند اما به احتمال زیاد یک فیلم مزخرف به تمام معنا از آب درمی آمد.»

کارنامه ایناریتو

عشق های سگی (2000)

Amores Perros


* درجه بندی IMDb:


8.1 از 10

* راتن تومیتوز: 92 درصد

* مدت زمان: 154 دقیقه

* کارگردان: آلخاندرو گونزالس ایناریتو

* نویسنده: گیرموآریاقا

* بازیگرن: املیو اچواریا، گائل گارسیا برنال، گویاتولدو

* جوایز و افتخارات: برنده جایزه هفته منتقدان در جشنواره فیلم کن (2000)، برنده جایزه بفتا به عنوان بهترین فیلم خارجی زبان (2002)، نامزد جایزه اسکار بهترین فیلم خارجی زبان (2001)، نامزد جایزه گلدن گلوب در بخش بهترین فیلم خارجی زبان (2001)

«بازگشته»؛ وای عجب فیلمی!

اولین فیلم بلند سینمایی ایناریتو یک تریلر 154 دقیقه ای با عنوان «عشق سگی» بود. این فیلم اوایل آوریل 2001 در سینماهای آمریکای شمالی و کانادا روی پرده رفت. داستان فیلم درباره یک تصادف هولناک است که سه قصه را به هم وصل می کند. هر کدام این قصه ها شامل شخصیت هایی است که با غم فقدان، پشیمانی و واقعیت های بی رحمانه زندگی دست و پنجه نرم می کنند و این زخم ها همه از عشق است. فیلم روی هم رفته با استقبال منتقدان و تماشاگران روبرو شد.

«عشق سگی» با بودجه ای کمتر از 2.5 میلیون دلار ساخته شد و به فروشی جهانی برابر با 20.9 میلیون دلار دست پیدا کرد. دیوید استراتن منتقد «ورایتی» در این باره نوشت: «فیلم در قالب سه فصل و به شکلی ماهرانه ساخته و پرداخته شده و تقریبا تا پایان با سرعتی فوق العاده پیش می رود.»

الویس میجل منتقد سینمایی نیویورک تایمز نیز تاکید کرد: «عشق سگی به اولین فیلم کلاسیک دهه جدید می ماند، با سکانس هایی که احتمالا در تاریخ ماندگار خواهد شد.»


21 گرم (2003)

21
Grams


* درجه بندی IMDb:


7.7 از 10

* راتن تومیتوز: 80 درصد

* مدت زمان: 124 دقیقه

* کارگردان: آلخاندرو گونزالس ایناریتو

* نویسنده:
گیرموآریاقا

* بازیگرن: شون پن، بنیچیو دل تورو، نومی واتس

* جوایز و افتخارات:
برنده جایزه منتخب تماشاگران در جشنواره فیلم ونیز (2003)، نامیزد جایزه شیر طلایی جشنواره ونیز (2003)، برنده جایزه بهترین بازیگر زن (نومی واتس) از انجمن منتقدان فیلم لس آنجلس (2004)

«بازگشته»؛ وای عجب فیلمی!

بعد از «عشق سگی» این فیل، دومین قسمت از «سه گانه مرگ» است. مانند فلم قبلی آریاقا و ایناریتو، این بار نیز چندین خط داستانی مختلف حول محور یک تصادف تراژیک در هم تنیده شده اند. شون پن در این فیلم نقش یک ریاضیدان شدیدا بیمار را بازی می کند؛ نومی واتس در نقش یک مادر شدیدا افسرده و غمگین ظاهر شده و دل تورو نقش یک مجرم سابقه دار را بازی می کند که سرانجام به راه راست هدایت شده و پیامدهای این تصادف، ایمان او را به بوته آزمایش می گذارد.

ایناریتو دومین فیلم بلندش را با بودجه در حدود 20 میلیون دلار جلوی دوربین برد. مجموع درآمد جهانی این فیلم از مرز 60 میلیون دلار عبور کرد. کرک هانیکات منتقد سینمایی «هالیوود ریپورتر» در این باره نوشت: «این فیلم با ملغمه ای عجیب از واقعیت گرایی افراطی، پیچیدگی بصری و مضامین قدرتمند، تماشاگر را میخکوب می کند.»

به عقیده استیون هانتر منتقد واشنگتن پست نیز این فیلم «خشن، هوشمندانه، بی رحمانه، تاثیرگذار و فراتر از همه اثر جدی است.»


بابل (2006)

Babel


* درجه بندی IMDb:


7.5 از 10

* راتن تومیتوز:
69 درصد

* مدت زمان: 143 دقیقه

* کارگردان: آلخاندرو گونزالس ایناریتو

* نویسنده: گیرموآریاقا، بر اساس داستانی از آریاقا و ایناریتو

* بازیگرن: برد پیت، کیت بلانشت، گائل گارسیا برنال

* جوایز و افتخارات: نامزد نخل طلا و برنده جایزه بهترین کارگردانی از جشنواره فیلم کن (2006)، نامزد 7 جایزه اسکار از جمله بهترین فیلم، بهترین کارگردانی و بهترین فیلمنامه اصلی و برنده جایزه بهترین موسیقی متن اصلی (2007)

«بازگشته»؛ وای عجب فیلمی!

ایناریتو با بودجه ای در حدود 25 میلیون دلار سومین قسمت از سه گانه مرگ را جلوی دوربین برد. این فیلم پاییز 2006 در سینماهای آمریکا و دنیا اکران شد و به فروشی چشمگیر برابر با 135 میلیون دلار دست پیدا کرد.

داستان فیلم درباره یک زوج آمریکایی است که برای گذراندن تعطیلات به صحرایی در مراکش سفر می کنند و وقع یک اتفاق فاجعه آمیز برای آن دو به روایت قصه چهار خانواده مختلف در قالب وضعیت ها و شخصیت های مرتبط با هم می انجامد.

ریچارد شیکل منتقد مجله «تایم» معتقد است: «بازیگران از جمله دو ستاره بزرگ فیلم به طرز شگفت انگیزی واقعی هستند و به نظر می رسد آنها نیز به اندازه تماشاگر از رویارویی با عمق فاجعه و خطراتی که شرایط و احساسات برایشان رقم می زند شوکه می شوند.»

هر چند بعد از پایان فیلمبرداری، بین ایناریتو و آریاقای فیلمنامه نویس اختلاف شدیدی درگرفت. ایناریتو خودش را تنها مولف دو فیلم قبلی می دانست و این ادعا پایان همکاری دو دوست قدیمی را رقم زد.


بیوتیفول (2010)

Biutiful

* درجه بندی IMDb:

7.5 از 10

* راتن تومیتوز: 64 درصد

* مدت زمان: 148 دقیقه

* کارگردان: آلخاندرو گونزالس ایناریتو

* نویسنده: ایناریتو، آرماندو بو، نیکلاس یاکوبونه

* بازیگرن:
خاویر باردم، ماریسل آلوارز، ناصر صالح

* جوایز و افتخارات: نامزد جایزه نخل طلا و برنده جایزه بهترین بازیگری (خاویر باردم) از جشنواره فیلم کن (2010)، نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر مرد (خاویر باردم) و بهترین فیلم خارجی زبان (2011)

«بازگشته»؛ وای عجب فیلمی!

چهارمین فیلم بلند سینمایی ایناریتو روایتگر داستان زندگی مردی است که در این دنیا زندگی می کند اما می تواند مرگ خودش را به چشم ببیند و به این ترتیب تمام قدم هایش را حساب شده برمی دارد. طلاق، مهاجرت غیرقانونی، بیماری و ... مضامین اصلی این فیلم هستند.

«بیوتیفول» زمستان 2010 در آمریکا و سراسر دنیا روی پرده رفت. مجموع درآمد جهانی این فیلم برابر با 25 میلیون دلار برآورده شده. کرک هانیکات منتقد «هالیوود ریپورتر» این فیلم را «شعری درخشان با حال و هوایی مالیخولیایی و اندوهناک درباره عشق، پدر بودن و احساس گناه» توصیف کرد و بازی باردم را «میخکوب کننده» دانست.

راجر ایبرت فقید نیز در این باره نوشت: «آنچه مرا درگیر این فیلم کرد و احساس همدلی ام را برانگیت، حضور باردم بود.» به عقیده پیتر بردشاو منتقد سینمایی «گاردین» تسلط و اعتماد به نفس زبان سینمایی ایناریتو واقعا تماشایی است. هر چند استقبال از فیلم فراگیر نبود و عده ای از منتقدان به آن رأی منفی دادند از جمله جاستین چانگ منتقد «ورایتی» که نوشت ایناریتو «در عادت سیاه نمایی اش گیر کرده».


بردمن (2014)

Birdman


* درجه بندی IMDb:

7.9 از 10

* راتن تومیتوز: 92 درصد

* مدت زمان: 119 دقیقه

* کارگردان: آلخاندرو گونزالس ایناریتو

* نویسنده: ایناریتو، نیکلاس یاکوبونه، الکساندر دینلاریس، آرماندو بو

* بازیگرن: مایکل کیتن، ادوارد نورتن، اما استون

* جوایز و افتخارات:
برنده جایزه اسکار بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین فیلمنامه اصلی و بهترین فیلمبرداری (2015)، نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد و بهترین بازیگر نقش مکمل زن (2015)ف برنده جایزه گلدن گلوب بهترین بازیگر فیلم کمدی یا موزیکال (کیتن) و بهترین فیلمنامه (2015)

«بازگشته»؛ وای عجب فیلمی!

بی شک «بردمن» پرافتخارترین فیلم ایناریتو تا امروز است. داستان فیلم درباره یک بازیگر از رده خارج است که زمانی نقش یک ابرقهرمان محبوب را بازی می کرد و حالا با نفس خودش درگیر است و تلاش دارد دوباره به روزهای اوجش برگردد.

فیلم به دلیل سکانس های طولانی بدون برش و ساختار فنی اش و همچنین بازی های درخشان بازیگرانش با تحسین بیشتر منتقدان روبرو شد. پیتر دبروج منتقد «ورایتی» بازی کیتن را به شدت تحسین کرد و از فیل به عنوان یک «شوی طنزآلود و هوشمندانه» یاد کرد.

رابی کالین در «دیلی تلگراف» به فیلم 5 ستاره کامل داد و به دلیل ضبط یکسره سکانس های طولانی، از فیلمبرداری امانوئل لوپزکی حسابی تعریف و تمجید کرد. مانولادارگیس منتقد «نیویورک تایمز» نیز شخصیت اصلی فیلم را با شخصیت اسطوره ای «ایکاروس» مقایسه کرد و آینه اتاق رختکن را به کتاب «علیه تفسیر» نوشته سوزان سونتاگ ارجاع داد.
مطالب مرتبط
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج