داستانک؛ گل صداقت
۲۵۰۲۰
۱۶ خرداد ۱۳۹۱ - ۱۲:۳۸
۱۳۰۶۴ 
 



برترین ها: حدود دویست و پنجاه سال پیش از میلاد در چین باستان شاهزاده ای تصمیم به ازدواج گرفت…

با مرد خردمندی مشورت کرد و تصمیم گرفت تمام دختران جوان منطقه را دعوت کند تا دختری سزاوار را انتخاب کند.

وقتی خدمتکار پیر قصر ماجرا را شنید بشدت غمگین شد، چون دختر او مخفیانه عاشق شاهزاده بود،
دخترش گفت او هم به آن مهمانی خواهد رفت.

مادر گفت: تو شانسی نداری نه ثروتمندی و نه خیلی زیبا.

دختر جواب داد : می دانم هرگز مرا انتخاب نمی کند ، اما فرصتی است که دست کم یک بار او را از نزدیک ببینم.

روز موعود فرا رسید و شاهزاده به دختران گفت : به هر یک از شما دانه ای میدهم،

کسی که بتواند در عرض شش ماه زیباترین گل را برای من بیاورد…

ملکه آینده چین می شود.
دختر پیرزن هم دانه را گرفت و در گلدانی کاشت.

سه ماه گذشت و هیچ گلی سبز نشد ، دختر با باغبانان بسیاری صحبت کرد و راه
گلکاری را به او آموختند، اما بی نتیجه بود ، گلی نرویید .

روز ملاقات فرا رسید ،دختر با گلدان خالی اش منتظر ماند و دیگر دختران هر کدام گل بسیار
زیبایی به رنگها و شکلهای مختلف در گلدان های خود داشتند .

لحظه موعود فرا رسید.

شاهزاده هر کدام از گلدان ها را با دقت بررسی کرد و در پایان اعلام کرد دختر خدمتکار همسر آینده او خواهد بود.

همه اعتراض کردند که شاهزاده کسی را انتخاب کرده که در گلدانش هیچ گلی سبز نشده است.

شاهزاده توضیح داد : این دختر تنها کسی است که گلی را به ثمر رسانده که او را سزاوار همسری امپراتور می کند : "گل صداقت”

همه دانه هایی که به شما دادم عقیم بودند ، امکان نداشت گلی از آنها سبز شود!

برچسب ها:
انتشار یافته: 23
در انتظار بررسی:1
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
14:36 - 1391/03/16
تکراری اما خوب بود.
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
17:08 - 1391/03/16
اینم خونده بودم.
دو حالت بیشتر نداره
یا داستان های شما خیلی قدیمیه یا من داستان کوتاه زیاد می خونم.
بازم ممنون
پاسخ ها
nili
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۰:۲۱ - ۱۳۹۱/۰۳/۲۱
raha jun ghadimiye shak nakon!!!0
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
19:11 - 1391/03/16
جالب بود
با اینکه داستانهای کوتاه زیادی می خونم اما این ماجرا برام تازگی داشت .
برترینها : سپاس
پاسخ ها
zereshk
UNITED STATES
۰۰:۱۸ - ۱۳۹۱/۰۳/۱۸
chi mishod age
hamamun dar morede
sedaghat
bahs konim
na no va kohnegye
dastan
UNITED STATES
01:58 - 1391/03/17
به سرنوشت بگو:
اسباب بازی هایت بی جان نیستند
آدمند!
می شکنند
آرام تر...
پاسخ ها
فاران
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۶:۳۸ - ۱۳۹۱/۰۳/۱۷
ممنون فرشته خانم ( + )
فرشته
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۸:۵۶ - ۱۳۹۱/۰۳/۱۷
خواهش میکنم فاران عزیز
هرچند زیاد مرتبط نبود(طبق سفارش قبلیت)
nili
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۰:۲۲ - ۱۳۹۱/۰۳/۲۱
mamnun fereshte jun khub bud (+)
وروجك
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۳:۰۳ - ۱۳۹۱/۰۳/۲۲
زيبا بود مرسي فرشته جان+
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
17:21 - 1391/03/17
مرسی فرشته جووووووووووون.
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
19:09 - 1391/03/18
داستان خخخخخخخخخیلی قشنگی بود بیشتر ازاین خوشحال شدم که وسط داستان اخرشو حدس زدم ودرست ازاب دراومد. فرشته ی عزیز متنت قشنگ بود
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
22:57 - 1391/03/19
بسیار زیبا...
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
14:41 - 1391/03/20
خیلی قشنگ بود، خوشا به حال آدم های با صداقت...
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
16:07 - 1391/03/20
ممنون برترینها با این مطالب بسیار زیبا و جذاب
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
22:00 - 1391/03/20
صدور هیچ گذرنامه و ویزایی لازم نیست ، وقتی به خدا “پناهنده” می شوید . . .
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
08:30 - 1391/03/21
به گونه اي زندگي كنيد كه وقتي فرزندانتان به ياد عدالت، صداقت و مهرباني مي افتند، شما در نظرشان جلوه گر شويد.((جكسون براون))
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
10:55 - 1391/03/21
مرسی فرشته جونم.
HONG KONG
11:07 - 1391/03/21
زیبا بود مرسی.
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
11:55 - 1391/03/21
داستان جالبی بود بهدلم نشست ....سپاسگزارم
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
13:05 - 1391/03/22
داستان زيبايي بود.چه خوب كه از هر جمله اي پندي بگيريم
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
12:22 - 1391/03/24
خوب بود ولی قدیمی بود بازم مرسی
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج