داستانک؛ ببخشید شما ثروتمندید؟!
۲۵۵۳۲
۲۳ خرداد ۱۳۹۱ - ۱۳:۵۳
۱۱۹۶۰ 
 
 
 
 
یکشنبه: هوا بدجوری توفانی بود و آن پسر و دختر کوچولو حسابی مچاله شده بودند. هر دو لباس های کهنه و گشادی به تن داشتند و پشت در خانه می لریزدند. پسرک پرسید: «ببخشین خانم! شما کاغذ باطله دارین؟»

کاغذ باطله نداشتم و وضع مالی خودمان هم چنگی به دل نمی زد و نمی توانستم به آنها کمک کنم. می خواستم یک جوری از سر خودم بازشان کنم که چشمم به پاهای کوچک شان افتاد که توی دمپایی های کهنه کوچک شان قرمز شده بود.

گفتم: «بیایین تو یه فنجون شیرکاکائوی گرم براتون درست کنم.» آنها را داخل آشپزخانه بردم و کنار بخاری نشاندم تا پاهایشان را گرم کنند.

بعد یک فنجان شیرکاکائو و کمی نان برشته و مربا به آنها دادم و مشغول کار خودم شدم. زیرچشمی دیدم که دختر کوچولو فنجان خالی را در دستش گرفت و خیره به آن نگاه کرد.

بعد پرسید: «ببخشید خانم! شما پولدارین» نگاهی به روکش نخ نمای مبل هایمان انداختم و گفتم: «من اوه... نه!» دختر کوچولو فنجان را با احتیاط روی نعلبکی آن گذاشت و گفت: «آخه رنگ فنجون و نعلبکی اش به هم می خوره.» آنها در حالی که بسته های کاغذی را جلوی صورت شان گرفته بودند تا باران به صورت شان شلاق نزند، رفتند.

فنجان های سفالی آبی رنگ را برداشتم و برای اولین بار در عمرم به رنگ آنها دقت کردم. بعد سیب زمینی ها را داخل آبگوشت ریختم و هم زدم.

سیب زمینی، آبگوشت، سقفی بالای سرم، همسرم، یک شغل خوب و دائمی، همه اینها به هم می آمدند.

صندلی ها را از جلوی بخاری برداشتم و سرجای شان گذاشتم و اتاق نشیمن کوچک خانه مان را مرتب کردم.

لکه های کوچک دمپایی را از کنار بخاری، پاک نکردم. می خواهم همیشه آنها را همان جا نگه دارم که هیچ وقت یادم نرود چه آدم ثروتمندی هستم...               
برچسب ها:
انتشار یافته: 25
در انتظار بررسی:1
-
14:11 - 1391/03/23
......جلوی صورت شان گرفته بودند تا باران به صورت شان شلاقن زند، رفتند....
(شلاق نزند)
افرین خوب بود....
برای حساس خوشبختی به از خودتون بدبخت تر ها فکر کنید....
نه از خودتون بالا تر ها....
پاسخ ها
sara
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۵:۴۹ - ۱۳۹۱/۰۳/۲۳
محسن جان اين طوري كه فقط درجا مي زنيم مگر اينكه فقط براي احساس خوشبختي اين طوري فكر كنيم در ضمن از من پايين تر تو اطراف و دوروبرم وجود نداره. حالا من چي كار كنم؟
میلاد
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۹:۲۲ - ۱۳۹۱/۰۳/۲۳
برای احساس خوشبختی نه حساس !
خداروشکر
کمال
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۲۳:۵۱ - ۱۳۹۱/۰۳/۲۳
برای احساس نه حساس
MOHSEN
-
۱۶:۱۴ - ۱۳۹۱/۰۳/۲۴
دوستان منهمین جا دستانم را به قصد تسلیمبالا می برم.........
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
14:36 - 1391/03/23
خيلى خوبه كه به داشته هامون فكر كنيم ،نه اينكه در حسرت نداشته هامون باشيم،هر چند كه وقتى اون نداشته ها رو بهش ميرسيم نه شكر ميكنيم و نه راضى ميشيم....باز هم يه چيز جديد پيدا ميكنيم كه حسرت نداشتنش رو بخوريم!
پاسخ ها
hoda
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۰۹:۴۵ - ۱۳۹۱/۰۳/۲۴
دقیقا با تبسم جون موافقم.
سی سی
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۳:۰۸ - ۱۳۹۱/۰۳/۲۴
خب انسان این طور بوده و هست و...خواهد بود ولی با این حرفت موافقم!
تبسم
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۲۰:۳۴ - ۱۳۹۱/۰۳/۲۴
مرسی دوست عزیز
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
15:07 - 1391/03/23
دلبندانم به این میگن:"مغلطه"

اگر نخواهیم اسیر احساسات بشیم ، به روشنی متوجه میشیم که این راه برای ما جهان سومی های همیشه شاکر و همیشه قانع البته جواب میده و همیشه هم جواب داده احتمالا.راه دیگری هم هست و اون اینکه به بالا نگاه کنیم و برنامه ریزی کنیم (دقت کنید: برنامه ریزی کنیم.خیلی شعاریه نه؟ ) و تلاش کنیم و برسیم.که این البته برای ما خیلی آرمانیست و چیزی در حد شعار . (همونطور که مطمئنم -در صورت تایید نظرم البته- از جانب خیلی دوستان متهم به شعار زدگی خواهم شد).
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
20:48 - 1391/03/23
چرخ یک گاری در حسرت وا ماندن اسب..
اسب در حسرت خوابیدن گاری چی..
مرد گاری چی در حسرت مرگ...
پاسخ ها
Arash
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۰۵:۵۹ - ۱۳۹۱/۰۳/۲۵
Ajab!!!!!
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
08:34 - 1391/03/24
به قول یکی از اساتیدم : درک فاصله سبب پیشرفت انسانها میشه ...
درسته که شاکر بودن خوبه بشرطی که از تلاش درست بر نداریم
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
09:43 - 1391/03/24
چرا؟
چرا یکی عین این ستاره های سینما هفته ای دو میلیون خرج لباس کنه و اونوقت هنوز این داستاهنا به رویا تبدیل نشده؟
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
15:55 - 1391/03/24
خوب که همیشه نیمه پر لیوان زندگیمونو ببینیم نه نیمه خالیشو...با همون نیمه پرش خیلی میشه لذت برد.
پاسخ ها
رها
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۲:۲۱ - ۱۳۹۱/۰۳/۲۵
ولی به نظر من لیوان اصلا نیمه ی خالی نداره
همیشه پره
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
01:44 - 1391/03/25
چقدر قشنگ بود. ممنون
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
10:20 - 1391/03/25
ای کاش ارزش در نگاه تو باشد نه در چیزی که بدان می نگری
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
12:16 - 1391/03/25
خوشبختی اون چیزای کوچیکیه که همیشه داریم ولی اکثر اوقات به اون حتی فکر هم نمیکنیم. چون همیشه دنبال خوشبختی میگردیم. به قول معروف: آب در کوزه و ما تشنه لبان میگردیم!
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
17:38 - 1391/03/25
MOHSEN دادا تو خیلی شیطونیا.اینطور خوبه منم تو خونه کفر همه رو درمیارم.اما امان از وقتی ناراحت باشم، بهونه میگیرن چرا اذیت نمیکنی. بالاخره نفهمیدم شیطون باشم یا افتاده!!!(شوخمیدم)
راستی دادا چرا قاچاقی زنده ای مثه من؟
پاسخ ها
MOHSEN
-
۲۲:۲۲ - ۱۳۹۱/۰۳/۲۵
بخدا فک نکنم اندازه ی من شر باشی....
حتی گربه های محل میدونن من کیم.....به محض این که منو
می بینن انگار بلا می خواد نازل بشه...
داداش دنیا دو روزه.شاد باش بقیه رو هم شاد کن.
اخه یه چند باری تصادف کردم...از2طبقه افتادم...برق 3فاز گرفتتم..
تو استخر غرق شدم...و
خلاصه داغونم....اگه امبولانس تو خیابون منو ببینه می بردم....
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
22:22 - 1391/03/27
سلام.داستان خيلي زيبايي بود خيلي لذت بخش بود و آموزنده بود
مرسي
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
18:45 - 1391/03/29
komak be paintar az khodet khobe didan zendegie ona khobe hamdardi khobe baba base dg yekam az pishrafta bezarin mellat omid beayande dashte bashan base dg . ah.
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
18:42 - 1391/06/23
خیلی خیلی قشنگ و تاثیر گذار بود....
مرسی
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج