کمند امیرسلیمانی: دلم برای شمال تنگ شده است
۲۶۱۴۲۰
۰۵ آذر ۱۳۹۴ - ۰۸:۲۴
۲۷۷۹۵
کمند امیرسیلمانی متولد سال 1352 در تهران و فارغ التحصیل بازیگری و کارگردانی تئاتر از دانشگاه آزاد است. بسیار مهربان، پر انرژی و صبور است. از هفت سالگی کار خود را در عرصه هنر و با نمایش «سنجاب ها» شروع کرده است.
هفته نامه اوقات خوش: کمند امیرسیلمانی متولد سال 1352 در تهران و فارغ التحصیل بازیگری و کارگردانی تئاتر از دانشگاه آزاد است. بسیار مهربان، پر انرژی و صبور است. از هفت سالگی کار خود را در عرصه هنر و با نمایش «سنجاب ها» شروع کرده است اما در تلویزیون و با بازی در نقش «آذر» در سریال پدرسالار بود که به شهرت رسید و بازی اش مورد توجه همگان قرار گرفت.

در فیلم ها و سریال های فراوانی بازی کرده و درخشیده است که می توان به مظفرنامه، قرمز، قاعده بازی، همسایه ها، توطئه فامیلی، همسران و ... اشاره کرد. او هر وقت دلش می گیرد، آشپزی می کند و در ضمن آشپز بسیار خوبی هم هست. پیاده روی را هرگز فراموش نمی کند و اهل بازی کردن است. در ادامه گفتگوی ما با کمند امیرسلیمانی آمده است.

کمند امیرسلیمانی: دلم برای شمال تنگ شده است

چقدر اهل سفر هستید؟

- بسیار دوست دارم. هر وقت فرصت شود که معمولا نمی شود (!) به سفر می روم.

آخرین سفر داخلی که رفتید به کجا بوده و اگر بخواهید نقطه ای را برای سفر رفتن داخل ایران انتخاب کنید کجاست؟

- به خاطر دعوت های کاری که از جاهای مختلف می شوم سفر داخلی زیاد می روم و آخرین سفر داخلی که رفتم به مشهد بوده است. من خیلی سال است که به شمال ایران نرفتم و خیلی دلم برای شمال و حال و هوای آن و دریا و محیط آن منطقه خیلی تنگ شده است و شمال را برای سفر انتخاب خواهم کرد.

سفر خارج از کشور آخرین بار به کجا رفته اید و برای سفر خارجی کجا را بیشتر دوست دارید؟

- آخرین سفر خارجی که رفتم به کشور دانمارک بوده و برای سفر استانبول را ترجیح می دهم چون شهر سرزنده ای است.

در سفر سلیقه غذایی تان چگونه است و آیا اهل سفرهای کمپی هستید؟

- در سفر دوست دارم غذاهای جدید آن منطقه را تجربه کنم. اصلا اهل سفرهای داخل چادر و کمپ و شرایط سخت نیستم، به خاطر اینکه هر کس از سفر هدفی دارد، عده ای می خواهند تجربه های جدید داشته باشند اما سفر برای من حکم استراحت و بازیابی انرژی را دارد، بنابراین سفرهایی که طولانی باشد و شرایط شان سخت باشد را دوست ندارم.

چقدر اهل ورزش هستید؟

- میانه ام با ورزش کردن خیلی خوب است. من تقریبا به طور ناپیوسته و به خاطر شرایط کارم همیشه در حال ورزش کردن هستم و اگر هیچ ورزشی انجام ندهم، پیاده روی را حتما انجام می دهم.

ورزشی که بیشتر انجام می دهید و پیگیر آن هستید کدام ورزش است؟

- من شنا زیاد انجام می دهم و الان ورزش جدیدی هست به نام آکواسپینینگ که آن را انجام می دهم. چون مشکل کمر دارم نمی توانم هر ورزشی را انجام دهم و این ورزش خیلی کمک کرده به از بین بردن دردهای عضلانی ام.

آشپزی تان چطور است؟

- الان شاید بگویید که دارد خیلی از خودش تعریف می کند اما آشپزی ام بسیار خوب است و برای آن وقت می گذارم.

بهترین غذایی که می پزید کدام است و چه غذایی را بیشتر دوست دارید؟

- من غذاهای ایرانی را خیلی درست می کنم چون پسرم غذاهای ایرانی را خیلی دوست دارد و فکر می کنم که عمده غذاهای ایرانی را بسیار خوب می پزم. من همه غذاها را دوست دارم، به نظرم همه غذاها خوشمزه هستند و همه غذاها را هم با عشق و علاقه مین پزم و همه آنها را دوست دارم ولی قورمه سبزی را همیشه زیادتر دوست دارم.

کمند امیرسلیمانی: دلم برای شمال تنگ شده است

اهل رستوران گردی و کافه گردی هم هستید؟

- خیلی کم. به خاطر اینکه غذاهای خانه را بیشتر ترجیح می دهم اما گاهی9 کافه می روم برای یک گپ دوستانه با دوستانم. برای تنوع و برای اینکه یک بعدازظهر آزاد بگذرانم. اگر بیکار باشم حتما به کافه می روم و چون اهل 9شیرینی خوردن هم نیستم به کافه هم فقط برای خوردن قهوه و چای می روم. به رستوران هم گاهی می روم اما اصولا دوست ندارم و مورد علاقه ام نیست. برای کافه رفتن ترجیح می دهم به جاهایی بروم که خیلی شلوغ نباشد، فضای بزرگی داشته باشد، آدم ها بالای سرت نایستند و خوش آب و هوا باشد.

میانه تان با خرید کردن چگونه است؟

- خرید بسیار لذتبخش است. بعضی ها بیماری خرید کردن دارند اما من اینگونه نیستم. اینطور هم نیست که امروز از خواب بیدار شوم و برنامه خرید کردن داشته باشم. اصولا وقت هایی به خرید می روم که چیزی نیاز داشته باشم یعنی اگر چیزی را داشته باشم نمی روم دوباره و اضافه آن را بخرم ولی خرید کردن را دوست دارم چون همیشه مقوله ای جذاب و جالب است و چون من بیشتر اهل آشپزی و این جور کارها هستم، خریدهای سوپرمارکتی را خیلی دوست دارم و علاقمندم که به سوپرمارکت های خیلی بزرگ بروم و خوشبختانه این سال ها سوپرمارکت های خیلی بزرگ افتتاح شده و آدم می تواند وقت خوبی را در آنها بگذراند.

چقدر اهل مطالعه و کتاب خواندن هستید؟

- نرمال، اینطور نیست که بگویم از سر و ته کارهایم می زنم و کتاب می خوانم. طبیعتا به خاطر نوع کار و زندگی ام همیشه یک کتاب در دستم هست و می خوانم.

آخرین کتابی که خواندید؟

- آخرین کتابی که خواندم رمانی بود از خانم بهاره رهنما.

اگر بازیگر نمی شدید چه کاره می شدید؟

- معلم می شدم، نه معلم مدرسه؛ یک چیز تدریس می کردم. خیلی علاقمند به کار تدریسم.

در کنار بازیگری کار دیگری هست که مشغول انجام آن باشید؟

- بله، الان من چند وقتی است که سفیر بیماری دیابت شده ام و از امروز هم به صورت جدی کارم را آغاز کرده ام. در واقع با یک شرکت که یکی از کارهای آن این است که بیماری دیابت را به مردم بشناساند کار می کنم و در واقع من و چند نفر از بازیگرهای دیگر برای این کار انتخاب شده ایم که در میان مردم و به مراکز عمومی می رویم و راجع به دیابت صحبت می کنیم تا بتوانیم پیشگیری کنیم چون که آمار دیابت در کشور وحشتناک است و یک بیماری مرموز و پنهان است و همیشه آدم ها وقتی می فهمند به آن دچار شده اند که دیر شده است.

کمند امیرسلیمانی: دلم برای شمال تنگ شده است

چقدر اهل سینما و تئاتر رفتن هستید و آخرین فیلم و تئاتری که دیدید چه بوده است؟

- خیلی زیاد می روم. تئاترها را که کارهای دوستانم باشد حتما می روم، سینما هم به طور نرمال می روم. آخرین فیلمی که در سینما دیدم فیلم نهنگ عنبر بود. تئاتر هم چون خودم یک ماه اجرا داشتم نتوانستم بروم ولی آخرین تئاتری که رفتم تئاتر پپرونی برای دیکتاتور بوده است.

آخرین کاری که در آن نقش آفرینی کرده اید چه بوده است؟

- یک سریال بازی کردم به نام بی قرار 2 که سری یک آن هم قبلا ساخته و پخش شده است و ان شاءالله بی قرار 2 هم در زمستان از تلویزیون پخش خواهد شد و کار خانم فلورا سام است.

در میان کارهایی که بازی کرده اید کدام به دل خودتان بیشتر چسبیده است؟

- بعضی کارها هست که من نقشم و کار را خیلی دوست داشتم ولی آن کار دیده نشده، بعضی کارها هست که برای خودم خیلی کار مهمی نبوده ولی آن کار پربیننده بوده است ولی نمی توانم بگویم که از همه بیشتر دوست دارم اما کاری که سال های سال با من است و از من جدا نمی شود، سریال پدرسالار است و نقشم در فیلم قرمز را هم خیلی دوست داشتم.

کارگردانی هست که دوست داشته باشید با او کار کنید؟

- قبلاها این طور بود. وقتی نوجوان و کوچک بودم ولی الان کارگردان های جوان و مستعد و خوب زیاد هستند. زمانی بود که تنها چهارتا کارگردان بود و همه دوست داشتند با اینها کار کنند ولی الان کارگردان های خوب زیاد است و آدم از کار خوب استقبال می کند.

چقدر اهل موسیقی هستید؟

- من موسیقی ایرانی زیاد گوش می دهم؛ کارهای داخلی را خیلی گوش می دهم؛ کارهای آقای علی زند وکیلی را خیلی دوست دارم و همینطور کارهای گروه چارتار را. موزیک های غیر ایرانی هم موزیک های کلاسیک و آرام را مثل لئونارد کوهن دوست دارم.

پدرتان که یکی از هنرمندان خوب عرصه سینما و تلویزیون است چقدر در حضور شما در این عرصه نقش داشته و با حضور شما موافق بوده اند یا مخالف؟

- ما اصولا سیستم خانه مان خیلی دموکراسی است و آن آزادی را داریم که هر کاری که خودمان دوست داریم انتخاب کنیم. به هر حال راهنمایی می شدیم اما انتخاب نهایی با خودمان بوده است. گرچه پدرم خیلی تمایل نداشت ما وارد این حرفه شویم اما ما را برای انتخاب آزاد گذاشت تا آن را تجربه کنیم و ما چون از سن خیلی کم وارد این حرفه شدیم و چون آن زمان من عقل رس هم نبودم وارد یک موج و ماجرایی شدم و اینطور نبوده که به سنی برسم و بخواهم شغلم را انتخاب کنم چون از هفت سالگی وارد این کار شدم و از وقتی یادم است بازیگر بودم و واقعا نمی توانم شغلم را از زندگی ام تفکیک کنم چون هر دو همزمان با هم پیش رفته است.

اگر الان فرزند خودتان بخواهد وارد این عرصه شود اجازه می دهید؟

- من هم دلم نمی خواهد وارد عرصه بازیگری شود و خوشبختانه خودش هم علاقمند نیست.

در فضای خانواده تان که همه هم اهل هنر هستید چقدر فضای رقابتی وجود دارد؟

- وجود ندارد چون هر کدام از ما در یک شاخه متفاوت کار می کنیم و هیچ کدام مان جانشین هم نیستیم برای یک کار و هر کدام مان یک تیپ و یک مدلی را کار می کنیم. اتفاقا به نظر من خانواده ما در کنار هم پکیج جالبی است.

اگر الان به طور همزمان یک نقش خوب در سینما و یک نقش خوب در تئاتر به شما پیشنهاد شود کدام را انتخاب می کنید.

- سینما را انتخاب می کنم. من از کارهای یکنواخت و تکرار شونده خیلی زود خسته می شوم، تئاتر خیلی زود خسته ام می کند. اولش از روی علاقه می روم و انجام می دهم اما اواسطش دیگر خسته می شوم.

کمند امیرسلیمانی: دلم برای شمال تنگ شده است

میانه تان با طبیعت چگونه است؟

- خیلی زیاد اهل طبیعت هستم. اصولا خیلی روح تازگی و طراوت را از طبیعت می گیرم و اگر یک روز بی کار باشم ترجیح می دهم به دل طبیعت بروم و اگر قرار باشد بین کوه و طبیعت و تهرانگردی یکی را انتخاب کنم، حتما طبیعت را انتخاب می کنم.

چقدر اهل بازی و سرگرمی هستید؟

- آن هم خیلی. من هم مثل همه بچه ها از بازی کردن به روز شدم. در دوران بچگی ازت آن کارت بازی های گل زده گل خورده بازی می کردم تا الان که PS4 هست، دوست دارم و بازی می کنم، نه خیلی اما آن طوری هم نیست که اهلش نباشم، بازی هم می کنم.

رابطه تان با نوستالژی و خاطره بازی چطور است؟

- خاطره بازی خیلی خوب است. من دوستان محدودی دارم اما اکثرشان دوستان بچگی و قدیمی من هستند و مستمر دوستی مان را ادامه دادیم و همیشه وقتی کنار هم هستیم در واقع خاطرات مان است که ما را خوشحال در کنار هم نگه داشته است.

دل تان که می گیرد چه کار می کنید؟

- واقعا وقتی دلم می گیرد، آشپزی می کنم و کار خانه انجام می دهم و خودم را سرگرم می کنم. احساس می کنم ذهنم از کار و فعالیت و این چیزها خسته شده و دوست دارم کاری انجام دهم که خیلی فکر لازم نداشته باشد. در ضمن سرم را هم گرم کند. اینطور نیست که بگویم می خوابم یا راه می روم. سعی می کنم کار خانه کنم، چند نوع غذا بپزم و روزم را این طور و می گذرانم چون خیلی به من آرامش می دهد و مثل یک ایستگاه می ماند.

در حال حاضر پیشنهاد جدید کاری چه دارید؟

- قرار است در سریال «پریا» به کارگردانی آقای حسین سهیلی زاده و تهیه کنندگی آقای عفیفه بازی کنم.

پاتوق دارید یا نه؟

- بیشتر از همه به کافه ویونا می روم. آنجا را بیشتر از همه دوست دارم.

بریا جوان هایی که بعضا غمزده و دچار اندوه روزانه هستند، حرفی یا تلنگری دارید؟

- متاسفانه جوان ها خیلی فضای اندوه شان افزایش پیدا کرده. ما چه غمگین باشیم و چه خوشحال، روزهای مان می گذرد پس بهتر است شاد باشیم. من می گویم با خودمان خوشحال باشیم و خودمان را دوست داشته باشیم و الان یک اشکال این است که خودمان را خیلی دوست نداریم. اگر خودمان را دوست داشته باشیم، محیط زندگی مان را هم دوست داریم. محیط کارمان را دوست داریم و ... الان یک جور شده که ما مدام روی بد ماجراها را می بینیم در حالی که این طور نیست.

کمند امیرسلیمانی: دلم برای شمال تنگ شده است

ما باید خوشحال باشیم، خدا را شکر کنیم، واقعا این را می گویم نه به عنوان شعار. ما همین که سلامتیم باید قدرش را بدانیم. این بزرگترین شادی برای ماست. ما اگر خودمان را دوست بداریم بقیه را هم دوست خواهیم داشت. این بغض و کینه ای که آدم ها به هم دارند و متاسفانه این روزها از طریق فضاهای مجازی هم به هم منتقل می کنند، اینها علتش دوست نداشتن خود است. اگر ما خودمان را موفق بدانیم از موفقیت بقیه هم خوشحال خواهیم شد.

و حرف آخر...؟

- تنها چیزی که می توانم در آخر بگویم اینکه همدیگر را دوست داشته باشیم.
انتشار یافته: 1
در انتظار بررسی:0
Iran, Islamic Republic of
12:50 - 1394/09/05
ایشان یکی از بازیگران توانایی هستند که خیلی خوب نقشهایشان را بازی می کنند و متاسفانه کم از ایشان استفاده می شود. به امید موفقیت این بازیگر خوب و مهربان.
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج