پاراگراف کتاب (64)
۳۱۳۶۶۷
۱۶ فروردين ۱۳۹۵ - ۱۳:۵۴
۲۳۳۷۳ 
ما در اینجا سعی کرده ایم با انتخاب گزیده هایی متفاوت و زیبا از کتاب های مختلف آثار نویسندگان بزرگ، شما را با این کتاب ها آشنا کرده باشیم، شاید گام کوچکی در جهت آشتی با یار مهربان کودکی مان برداشته باشیم.
برترین ها: وقتي خواستم به دنبال معنی کلمه کتاب باشم فکر کردم که کار ساده ­اي را به عهده گرفته ام! اما وقتي دو روز تمام در گوگل کلمه کتاب و کتاب خواني را جستجو کردم آنهم به اميد يافتن چند تعريف مناسب نه تنها هيچ نيافتم، تازه فهمیدم که چقدر مطلب در مورد کتاب و کتابداری کم است. البته من عقيده ندارم که جستجوگر گوگل بدون نقص عمل مي کند، اما به هر حال يک جستجو­گر قوي و مهم است و مي بايست مرا در يافتن 2 يا 3 تعريف در مورد كتاب کمک مي کرد؛ اما اين که بعد از مدتي جستجو راه به جايي نبردم، به اين معني است که تا چه اندازه کتاب مهجور و تنها مانده است.

راستي چرا؟ چرا در لابه لاي حوادث ، رخدادها و مناسبت هاي ايام مختلف سال، «کتاب و کتاب خواني» به اندازه يک ستون از کل روزنامه هاي يک سال ارزش ندارد؟ شايد يکي از دلايلي که آمار کتاب خواني مردم ما در مقايسه با ميانگين جهاني بسيار پايين است، کوتاهي و کم کاري رسانه­ هاي ماست. رسانه هايي که در امر آموزش همگاني نقش مهم و مسئوليت بزرگي را بر عهده دارند. کتاب، همان که از کودکي برايمان هديه اي دوست داشتني بود و يادمان داده اند که بهترين دوست است! اما اين کلام تنها در حد يک شعار در ذهن هايمان باقي مانده تا اگر روزي کسي از ما درباره کتاب پرسيد جمله اي هرچند کوتاه براي گفتن داشته باشيم. و واقعيت اين است که همه ما در حق اين «دوست» کوتاهي کرده ايم، و هرچه مي گذرد به جاي آنکه کوتاهي هاي گذشته ي خود را جبران کنيم، بيشتر و بيشتر او را مي رنجانيم.

ما در اینجا سعی کرده ایم با انتخاب گزیده هایی متفاوت و زیبا از کتاب های مختلف آثار نویسندگان بزرگ، شما را با این کتاب ها آشنا کرده باشیم، شاید گام کوچکی در جهت آشتی با یار مهربان کودکی مان برداشته باشیم. مثل همیشه ما را با نظراتتان یاری کنید.

*****
 عشق چیست ؟
جزآنکه زن همدمی باشدبرای مرد و مرد تکیه گاهی برای زن ؟
یعنی فهم و اجرای این نیم خط آنقدر سخت است که همه تنهایند ؟

جایی دیگر | گلی ترقی

پاراگراف کتاب(64)



اگر به ظالم رو بدهی و بگذاری که یک انگشت به حق تو تجاوز کند، به هزار انگشت هم اکتفا نخواهدکرد ! این خود ماانسان ها هستیم که می بایست حریم خود را بزرگ درنظر بگیریم .

بارنابی روج | چارلز دیکنز

پاراگراف کتاب(64)



 نمی دانست که عشق حتی در شلوغ ترین زندگی ها همیشه می تواند حضورش راپررنگ کند، نمی دانست که دولت مردی بیش ازحد خسته ، دور و برساعتی که معشوقه اش منتظر اوست ، دنیا را از حرکت متوقف می کند .

برهوت عشق | فرانسوا موریاک

پاراگراف کتاب(64) 



 کلارک جسارت رادر تو دیدم ، اما تو سرکوبش کردی،پنهانش کردی، کاری که اغلب آدم ها می کنند .
به تو نمی گویم از ساختمان چند طبقه بپر پایین یا کنار نهنگ ها شنا کن یا ازاینجور کارها ... اما جسورانه زندگی کن ، در زندگی ات شجاعت به خرج بده ، تلاش خودت را بکن و یک جا ننشین .

من پیش از تو | جوجو مویز

پاراگراف کتاب(64)



 هیچ زنی نمی تواند تا ابد به یک عشق بچه گانه قانع باشد . پاول کاملا راضی بود . او از آسایش بی تعهدی لذت می برد ، هرمردی در وجودش یک رگه خودخواهی دارد ، بر زن است که از خود و از ماموریت خود به عنوان یک زن دفاع کند .

شوخی | میلان کوندرا

پاراگراف کتاب(64)



کسی که در برابر بتهوون ،باخ و موتزارت ، فروتنانه سکوت اختیار کند ، به تارجلیل شهناز، عود نریمان ، آواز شجریان و ترانه ی " اندک اندک " شهرام ناظری عاشقانه گوش بسپارد ، چنین کسی به درستی زندگی خواهد کرد ...
کسی که مولوی را قدری بشناسد ، حافظ را قدری بخواند ، خیام را گهگاه زیر لب زمزمه کند ، و تک بیت های ناب صایب را دوست بدارد ، چنین کسی به درستی زندگی خواهد کرد ...
کسی که زیبایی نستعلیق و شکسته ، اندوه مناجات سحری در ماه رمضان ، عظمت خوف انگیز کاشیکاری های اصفهان و اوج زیبایی طبیعت را در رودبارک احساس کرده باشد ، چنین کسی به درستی زندگی خواهد کرد ...
" شاید سخت ، شاید دردمندانه ، شاید در فشار ، اما بدون شک به درستی زندگی خواهد کرد .

چهل نامه کوتاه به همسرم | نادر ابراهیمی


پاراگراف کتاب(64)



بعضی وقت ها احساس می کنم که هیچ چیز معنی ندارد . در سیاره ای که میلیون ها سال است با شتاب به سوی فراموشی می رود ، ما در میان غم زاده شده ایم ؛ بزرگ می شویم ، تلاش و تقلا می کنیم ، بیمار می شویم ، رنج می بریم ، سبب رنج دیگران می شویم، گریه و مویه می کنیم ، می میریم ، دیگران هم می میرند و موجودات دیگری به دنیا می آیند تا این کمدی بی معنی را ازسر گیرند ...

تونل | ارنستو ساباتو
پاراگراف کتاب(64)


حافظه ی آدم در ندارد که آدم ها برای رفت و آمدشان اجازه بگیرند ، در زندگی هرکس چندنفری هستند که برای ردشدن ازمرز ذهن ویزا لازم ندارند و خواسته و نخواسته همه جا با اوهستند . لابد تاپای گور هم .

بعد ازپایان | فریبا وفی

پاراگراف کتاب(64)



 ما خیال می کردیم که راه رسیدن به آن ناکجاآبادمان از هرکوچه ای  باشد ، باشد ؛ قصد فقط رسیدن است ، به دست گرفتن قدرت است ، حاکمیت سیاسی است . فکر هم می کردیم این چیزها ، این دورویی ها ، پشت و واروهای هر روزه مان را وقتی به آن جامعه رسیدیم مثل یک جامه قرضی در می آوریم و می اندازیم توی زباله دانی تاریخ . اما حالا می فهمم تاریخ اصلا زباله دانی ندارد . هیچ چیز را نمی شود دورریخت.

نیمه تاریک ماه | هوشنگ گلشیری

پاراگراف کتاب(64)



شمازبان خودرا انتخاب نکرده اید ، شما مذهب یا ارزشهای اخلاقی خویش راانتخاب نکرده اید
آنهاقبل ازتولد شما وجودداشته اند ، ماهرگز مجال این را نداشته ایم که انتخاب کنیم
به چه چیزباور داشته باشیم به چه چیز نه !
ماحتی نام خودرا انتخاب نکرده ایم !

چهار میثاق | دون میگوئل روئیز | مترجم : دل آرا قهرمان

پاراگراف کتاب(64)



 اگرخدا وجود داشته باشد درمورد موجوداتی که تصمیم می گیرند این زمین را زودتر ترک کنند بخشنده خواهد بود و شاید از اینکه مارا وادار به این کرد که وقت مان را آن جا بگذرانیم ، معذرت بخواهد .

ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد | پائولو کوئلیو | مترجم : آرش حجازی

پاراگراف کتاب(64)



مغزم چنان از مسائل مختلف انباشته شده که در شرف انفجار است . احساس میکنم شقیقه هایم می کوبد . طپش آن هارا حس می کنم . انتظار ندارم که خارق العاده شود ، انتظار ندارم که یک شاهکارخلق کنم ، خیلی ساده ، فقط می خواهم زندگی کنم .

سه سال | آنتون چخوف | مترجم : هنگامه ایرانی

پاراگراف کتاب(64)



 یک راه برای آنکه بفهمید چطور رابطه رفته رفته تباه میشود متمرکزشدن روی مرحله ی آغازین رابطه است ؛ زمانی که طرفین یکدیگررا کشف میکنند باهم خوش میگذرانند وتمام خصوصیات یکیدیگررا دوست دارند. به رابطه فعلی یاقبلی خود فکرکنید. به طرف مقابل خودچقدر دلگرمی میدادید و چقدر اورا تحسین میکردید . چقدر از دلگرمی دادن او لذت می برید. اما مسئولیت ها، فشارها،دردسرها و غم و غصه ها بتدریج زیاد میشود، کاربچه ها ومشکلات مالی جای خوشی ها ولذات اوایل رابطه را میگیرند و برای دلگرمی چه اتفاقی می افتد؟
معمولا دلسردی،سرزنش، تمسخر ودور شدن جای آن رامی گیرد. درچنین شرایطی عصبانیت نمو میکند وابزاری برای شکست دادن دشمن فرضی و دورماندن ازیکدیگر میشود . بنابراین وقتی باکسی که نسبت به اومتعهد هستید رابطه دارید، رابطه ی خودرا دراولویت قراردهید. همینطور که فشارها بیشتر میشود باید بیش از پیش آسایش خودوهمسرتان رادر اولویت قراربدهید.

مدیریت عصبانیت برای خانواده ها | گری مکی- استیون میبل | مترجم : مهرداد فیروزبخت

پاراگراف کتاب(64)



 باخود می گویی : من درمیان این موج عظیم همنوعان خود ؛
هرگز ...هرگز...!
نمی توانم ..! نمی توانم ..!
اما سروشی آسمانی در دلت نجوا میکند: " توچنان توانایی که باورنتوان کرد ، به کارهایی قادری که هرگزتصورش را نمیکردی
به جز حصارذهن تو که تورا ناتوان می نمایاند باور کن ، توانایی هایت هیچ مرزی نمی شناسد
فقط ، میندیش که نمی توانی ! بیندیش که می توانی !

لطفا موفقیت را باور کنید | محمود نامنی

پاراگراف کتاب(64)



 برماست که لذت ببریم ازغذا ، از بوهای خوش، از رنگ ها، از جامه های زیبنده ، از موسیقی از بازی ها ، ازنمایش ها واز همه گونه تفریح که هرکس می تواند بی آنکه آزاری به کسی برساند بدان بپردازد . باید چیزهای زندگی رابه کار برد و تا هراندازه که بتوان از آن لذت برد. باید به دیگران پیوست و درپیوند دادنشان به هم کوشید ، زیرا هرچیزکه در راستای پیوند دادنشان به هم باشد خوب است . برای سهیم کردن دیگران در شادی خود باید کوشید؛ با آگاهی کامل باید باهمه طبیعت یکی شد .
یکدیگر را در آغوش بگیریم ، ای میلیون ها مردم !

سفر درونی | رومن رولان | مترجم : م .ا . به آذین
 
پاراگراف کتاب(64)
برچسب ها:
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج