داستان اشغال جزیره نفرین شده
۴۲۷۳۰۴
۰۱ آذر ۱۳۹۵ - ۰۹:۵۵
۲۳۸۱ 
در مارس ۱۹۶۴، یک گروه کوچک از مردم اصیل و بومی آمریکایی در جزیره ی الکاتراس یک ساختمان و یک انبار بنا کرده و محل زندان مخوف آلکاتراس را به اشغال خود درآوردند؛ این جزیره که زمانی محل حبس خطرناکترین جنایتکاران سراسر امریکا بود پس از آنکه....
وبسایت فرادید: در مارس ۱۹۶۴، یک گروه کوچک از مردم اصیل و بومی آمریکایی در جزیره ی الکاتراس یک ساختمان و یک انبار بنا کرده و محل زندان مخوف آلکاتراس را به اشغال خود درآوردند؛ این جزیره که زمانی محل حبس خطرناکترین جنایتکاران سراسر امریکا بود پس از آنکه گزارشات مختلفی از شکنجه و عذاب زندانیان آن در رسانه ها منتشر شد به دستور رابرت کندی برادر رئیس جمهور امریکا تعطیل شد اما این پایان ماجراهای این خاک نفرین شده نبود.

در آن سال ها مالک قدیمی این جزیره به موجب پیمانی با دولت فدرال این جزیره را به دولت امریکا تقدیم کرد اما بومیان منطقه ساعتی قبل از اینکه این جزیره به اداره ی دولت فدرال آمریکا شروع به جشن و پایکوبی کردند.
 
اشغال این جزیره شاید انقدر مهم و خبرساز نبود اما مشکل زمانی سر باز کرد که دولت فدرال تصمیم گرفت مردم بومی که عمدتا سرخ‌پوستان آمریکایی بودند را از ناحیه‌هایی که تحت حمایت و زیرمجموعه‌ای از املاک دولت فدرال بود، خارج کند. این کار به دنبال اهداف آمریکایی‌ها برای جایگزین کردن شهروندان خودشان به‌جای ساکنین بومی در امریکا انجام شد. همچنین دولت فدرال مردم بومی منطقه را به ترک کردن زندگی قبیله‌ای تشویق می‌کرد. این جزیره یکی از جزایری بود که در مالکیت اسپانیایی‌ها بود و در مورد آن در سن فرانسیسکو تصمیم‌گیری می‌شد، یکی از ایده‌هایی که برای این جزیره گرفته شد واگذاری آن به مردم بومی، برای ایجاد دفتر امور بومی امریکا بود. بعدها بازماندگان همین دفتر تصمیم به اشغال دوباره ی این جزیره از دست مارشال ایالات‌متحده و تصرف آن شدند.

در ۶ نوامبر ۱۹۶۹، ده‌ها تن از افراد قبیله‌های بومی آمریکایی ساکن جزیره، در اسکله ۳۹ جمع شدند، و بیانیه‌ای را برای آزادی دوباره ی این جزیره با عنوان خرید زمین‌ها درازای پرداخت ۲۴ دلار، خواندند. سپس آن‌ها به‌صورت سمبلیک یک کشتی تفریحی را در نزدیکی جزیره اشغال کردند. بسیاری از ساکنان کشتی خودشان را به آب زدند تا از کشتی فرار کنند، یکی از آن‌ها فقط توانست از این تصمیم احمقانه جان سالم به درببرد و باقی کسانی که خودشان را به آب‌زده بودند، یا توسط جزر و مد کشته شدند و یا دوباره توسط بومی‌ها ازآب‌گرفته شدند. این فقط نشانه‌ای از آغاز یک اشغال بزرگ‌تر بود. زمانی که ۸۰ نفر از بومیان نصف شب خودشان را به داخل جزیره رساندند. اشغال جزیره شکل رسمی‌تری به خودش گرفت. تاریخ دقیق اشغال ۲۰ نوامبر ۱۹۶۹ است.

اشغال این جزیره توسط، افرادی از همه قبیله‌های سرخپوستی و بومی آمریکایی انجام شد که خودشان را نماینده‌ای از ۲۰ قبیله آمریکایی و بومی می‌دانستند. یکی از تأثیرگذارترین افراد این جمع کسی به اسم ریچارد آواکس بود. او شخصیتی به‌شدت کاریزماتیک، خوش‌زبان و دارای روحیه ی بالای رهبری در یک گروه بود. ریچارد توانسته بود تمامی بومی‌ها و اهالی اصلی آمریکایی که همان سرخ‌پوست‌ها بودند را با یکدیگر برای تصرف جزیره متحد کند. او همچنین ده‌ها تن از دانشجویان دانشگاه UCLA را با خودش متحد ساخته بود.

زمانی که بومیان این جزیره ساختمان‌ها و مکان‌های اداری این جزیره را ساخته بودند، و دفتر امور بومی آمریکا بناگذاری شده بود، این دفتر سعی کرده بود که بومیان بیشتری را از اراضی خودشان خارج کند تا بتواند زمین‌ها و اراضی بیشتری را از چنگ بومیان آمریکایی خارج و آن را به اداره دولت فدرال و مردم آمریکایی جدید بسپارد. در جریان اشغال جزیره، این دفتر نیز توسط بومیان اشغال شد. اشغالگران بومی به دولت فدرال پیشنهاد مذاکره و طلب خواسته‌هایشان را داد. آن‌ها با انتشار فهرستی از خواسته‌های خودشان، از دولت فدرال درخواست کردند که باهم بر سر میز مذاکره بنشینند و این خواسته‌ها را به دست آورند.

در ابتدا دولت فدرال در مقابل بومیان و اشغالگران موضع تدافعی شدیدی به خود گرفت و به دور جزیره گارد دریایی ایجاد کرد تا مانع از رسیدن محموله‌ها و امکانات زندگی به جزیره شود. در گام بعدی دولت با خوش‌بینی تمام، منتظر ماند تا در اثر این فشارها، اشغالگران دست از تصرف اراضی و جزیره بردارند و آنجا را ترک کنند. به تصور آن‌ها این اشغال با فشارهایی که بر روی اشغالگران وجود داشت نمی‌توانست مدت زیادی دوام داشته باشد.

این اشغال و شورش توسط رسانه‌های بین‌المللی و جهانی پوشش فراوانی داده شد و یک محبوبیت جهانی در مورد مبارزه با خواسته‌های قومی، قبیله‌ای، اعتقادات و مبارزه علیه قراردادها و پیمان‌های شکسته به راه افتاد. تظاهرات و تجمع‌های زیادی در سراسر آمریکا برای نشان دادن همبستگی میان مردم امریکا و مردم بومی، جدای از خواسته‌های دولت‌مردان و سیاست‌های آن‌ها برپا شد. افراد مشهوری همانند مارلون براندو و جین فوندا ازجمله کسانی بودند که در زمان اشغال، به جزیره سفر کردند تا پیام صلح مردم آمریکا را به آن‌ها برسانند. جان ترودل نیز در جزیره ایستگاه رادیویی را با عنوان  آزادی الکاتراس تأسیس کرد که در آن برنامه‌هایی در راستای اهداف اشغالگران پخش می شد.

در ۲۷ نوامبر همان سال اخبار این جزیره به اوج خودش رسیده بود و محبوبیت این افراد آزادی خواه در میان مردم آمریکا به‌قدری زیاد شده بود که برای مراسم شکر گذاری ۴۰۰ نفر از افراد بومی  آذوقه و غذا برای این افراد جمع‌آوری کردند و آن‌ها را به سمت جزیره ارسال کردند تا این افراد هم جشن شکر گذاری داشته باشند.

جان ترودل که مالک قبلی این جزیره بود، در مصاحبه‌ای گفت: الکاتراس من را دوباره بیدار کرد، من را به آنچه از آن بودم و به آن تعلق داشتم برگرداند. این حرکت، روح آزادی خواهی من را دوباره بیدار کرد. جنبش الکاتراس به‌روشنی نشان داد که ما که هستیم.
 
در ژانویه ی ۱۹۷۰، زمانی که دختر ۱۳ ساله ی ریچارد اواکس از طبقه ی سوم ساختمانی در الکاتراس سقوط کرد و فوت کرد و او در یک اندوه بزرگ فرورفت. رهبر اصلی جنبش آزادی الکاتراس در اندوه و غم فراوانی مجبور بود که جزیره را ترک کند. پس از خروج اواکس، اتحاد بین رهبران از بین رفت و هر یک از جناح‌ها دوست داشت تا اهداف خودش را به خواسته‌های دیگران ترجیح دهند. بسیاری از آزادی طلبان قدیمی دست از انجمن آزادی خواه کشیدند و به دانشگاه برگشتند و کسانی هم که جدیدا به این گروه تمایل پیداکرده بودند، گریبان گیر مواد مخدر و مشکلات دیگر شده بودند و از هدف اصلی که روزی برای آن جنگیده بودند دور شدند. افراد غیربومی و مصرف‌کننده ی مواد که به گروه‌های هیپی معروف بودند، از این جزیره به بیرون رانده شدند.

در جلسات محرمانه‌ای که دولت فدرال تشکیل می‌داد، تصمیم به پاک‌سازی جزیره گرفته شد، و فشارها بر روی فورت ماسون در سن فرانسیسکو وارد شد که یک مکان جایگزین برای اقامت اهالی بومی این جزیره در نظر گرفته شود. اشغالگران این درخواست را رد کردند و دولت فشارهای خودش را افزایش داد. آب، برق و تلفن قطع شدند. در شب ۱ ژوئن، ۱۹۷۱، در اثر آتش‌سوزی که در جزیره شروع شد چندین ساختمان از آن نابود شد. اشغالگران عامل این کار را عده‌ای از مزدوران دولتی که در جزیره بودند دانستند. عده اشغالگران هرروز کمتر می‌شد. در ۱۱ ژوئن، ۱۸ ماه پس از شروع اشغالگری، رئیس‌جمهور وقت تصمیم به حرکت نیروهای فدرال به سمت جزیره را گرفت، هنگامی‌که مارشال به ساحل جزیره رسید تنها ۱۵ نفر از افراد اشغالگر باقی‌مانده بودند که خودشان را تسلیم کردند.

اگرچه این اشغال پایان خوبی نداشت و می‌توان گفت که به شکست رسید، اما توانست در ذهن مردم آمریکا یک ایده در مورد آزادی خواهی و گرفتن حق خود را بیدار کند. در اثر این تلاش‌ها، دولت امریکا سیاست‌های خودش را در مقابل افراد بومی و اصیل جزیره در جهت خارج کردن آن‌ها از جزیره تغییر داد، قوانین متعددی برای حمایت از آن‌ها و درنهایت مجبور به تصویب قانونی برای رساندن خدمات و کمک‌های بهداشتی به جزیره شد. زمین‌های تصرف‌شده به مالکان اصلی بازگشت.

داستان اشغال جزیره نفرین شده
"جان ترودل" در کنار چادر بومیان سرخ پوست در جزیره آلکاتراس به خلیج سانفرانسیسکو چشم دوخته است. سال 1969

داستان اشغال جزیره نفرین شده
"ادام نوروال" یکی از بومیان آزادی خواه سوار بر قایق به سمت جزیره حرکت می کند. سال 1969

داستان اشغال جزیره نفرین شده
زندان آلکاتراس در اشغال بومیان آزادی خواه. نوامبر 1969

داستان اشغال جزیره نفرین شده
بومی سرخپوست در حال نوشتن شعارهای آزادی خواهانه بر دیوارهای آلکاتراس. نوامبر 1969

داستان اشغال جزیره نفرین شده
سرخپوستان آزادی خواه پس از تصرف آلکاتراس. نوامبر 1969

داستان اشغال جزیره نفرین شده
قایق گارد ساحلی مانع رسیدن حامیان اشغال آلکاتراس به جزیره می شوند. نوامبر 1969

داستان اشغال جزیره نفرین شده
آلکاتراس در اشغال بومیان سرخپوست. سال 1969

داستان اشغال جزیره نفرین شده
توریست ها در حال تماشای جزیره تحت اشغال بومیان. نوامبر 1969

داستان اشغال جزیره نفرین شده
آلکاتراس در اشغال بومیان و سرخپوستان. نوامبر 1969

داستان اشغال جزیره نفرین شده
سالن غذاخوری زندان آلکاتراس آماده برگزاری مراسم شکرگزاری توسط اشغالگران می شود. نوامبر 1969

داستان اشغال جزیره نفرین شده
مراسم شکرگزاری در محوطه زندان سابق در الکاتراس. نوامبر 1969

داستان اشغال جزیره نفرین شده
محوطه زندان آلکاتراس در اختیار آزادی خواهان. نوامبر 1969

داستان اشغال جزیره نفرین شده
بومیان منطقه در حال پیوستن به جنبش اشغال آلکاتراس. نوامبر 1969

داستان اشغال جزیره نفرین شده
"جان ترودل" مالک پیشین جزیره.، او همان زمان در گفتگو با خبرنگاران گفت: "الکاتراز من را دوباره بیدار کرد، من را به آنچه از آن بودم و به آن تعلق داشتم برگرداند. این حرکت، روح آزادی خواهی من را دوباره بیدار کرد".

داستان اشغال جزیره نفرین شده
جان ترودل در جزیره آلکاتراس. دسامبر 1969

داستان اشغال جزیره نفرین شده
"ریچارد اواکس" رهبر جنبش (سمت چپ) در ملاقات با دادستان امریکا "سیسیل پول" (سمت راست) که برای مذاکره به آلکاتراس آمده بود. دسامبر 1969

داستان اشغال جزیره نفرین شده
محوطه زندان الکاتراس در اشغال بومیان و سرخپوستان جنبش. دسامبر 1969

داستان اشغال جزیره نفرین شده
محوطه زندان آلکاتراس در اشغال بومیان و سرخپوستان جنبش. دسامبر 1969

داستان اشغال جزیره نفرین شده
کنفرانس خبری سران جنبش (از چپ) ریچارد آواکس، ارل لیورمور و آل میلر. دسامبر 1969

داستان اشغال جزیره نفرین شده
چادر بومیان سرخپوست در جزیره آلکاتراس. نوامبر 1969

داستان اشغال جزیره نفرین شده
محوطه زندان آلکاتراس در اشغال جنبش. می 1970

داستان اشغال جزیره نفرین شده
آلکاتراس در اشغال جنبش بومیان. می 1970

داستان اشغال جزیره نفرین شده
جان ترودل در حال تماشای شعله های آتشی که چند ساختمان را در بر گرفته است. ژوئن 1971

داستان اشغال جزیره نفرین شده
ساختمان هایی در آلکاتراس که در اثر آتش سوزی تخریب شده است. ژوئن 1971

داستان اشغال جزیره نفرین شده
فرمانده گارد ساحلی پس از پایان اشغال جزیره با خبرنگاران گفتگو می کند. ژوئن 1971

داستان اشغال جزیره نفرین شده
ساختمان های ویران شده در اثر آتش سوزی در آلکاتراس. جولای 1971

داستان اشغال جزیره نفرین شده
یکی از رهبران جنبش آلکاتراس "ریچارد آواکس". سال 1970
مطالب مرتبط
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج