شکاف های فعال و غیرفعال جامعه ایران
۵۴۲۰۱۲
۲۷ خرداد ۱۳۹۶ - ۱۰:۴۴
۷۵۸۳ 
شکاف های اجتماعی از موضوعات مهم در جامعه شناسی و جامعه شناسی سیاسی است. زمینه این اصطلاح و نظریات مربوط به آن را باید در اندیشه و نظریات اندیشمندانی مانند مارکس، وبر و دور کیم ردیابی کرد.
هفته نامه صدا - علی مرشدی*: شکاف های اجتماعی از موضوعات مهم در جامعه شناسی و جامعه شناسی سیاسی است. زمینه این اصطلاح و نظریات مربوط به آن را باید در اندیشه و نظریات اندیشمندانی مانند مارکس، وبر و دور کیم ردیابی کرد. مارکس تعارض موجود در جامعه را تعارض طبقاتی و حول محور اقتصاد در نظر می گرفت و بنابراین فاصله بین فقر و غنا از نظر مارکس مهم ترین چالش و شکاف اجتماعی محسوب می شود.

وجود این شکاف در جامعه از نظر مارکس در دولت و ساخت سیاسی نیز بازتاب می یابد. وبر مفهوم شکاف های اجتماعی را توسعه بخشید و علاوه بر شکاف های طبقاتی مورد نظر مارکس، شکاف های سیاسی و منزلتی را نیز مطرح کرد. از دیدگاه دورکیم اگرچه اصل بر همبستگی اجتماعی است، ولی در مواقعی این وضعیت متعادل دچار خدشه می شود که مهم ترین نمود آن در مرحله گذار از وضعیت سنتی به مدرن یا به بیان دورکیمی از وضعیت مکانیکی به وضعیت اندام وار است.

اگرچه این اندیشمندان در بحث از این وضعیت از اصطلاح شکاف استفاده نمی کردند و اصطلاحاتی مانند تضاد یا تعارض را به کار می بردند، در نوشته متفکران و نویسندگان بعدی، اصطلاح شکاف (cleavage) مرسوم و متداول شد. در قرن نوزدهم در امریکا موضوع شکاف های اجتماعی دو مقوله قومیت و مذهب را در بر گرفت و پس از آن با فعالیت جنبش های فمینیستی، موضوع جنسیت و اختلاف شأن و جایگاه مرد و زن به صورت موضوع بررسی محققانی درآمد که به بحث شکاف های اجتماعی علاقه مند بودند.
 
 شکاف های فعال و غیرفعال جامعه ایران

در هر جامعه شکاف های غیرفعال متعددی وجود دارد که گاه به صورت دوره ای، مثلا در زمان انتخابات یا حوادثی از این دست فعال می شود و گاه در شرایط بحرانی شکل فعال به خود می گیرند.

شکاف های اجتماعی ممکن است یکدیگر را تقویت یا تضعیف کنند یا تحت تاثیر عواملی دیگر به وضعیت فعال درآیند. شکاف ها اگر در ارتباط با یکدیگر شکل موازی یا متراکم به خود بگیرند، باعث تقویت یکدیگر می شوند و این امکان وجود دارد که فعال شوند. شکاف های متقاطع یکدیگر را تضعیف می کنند.

به عنوان مثال اگر در جامعه ای شکاف طبقاتی وجود داشته باشد و جمعیت فقیر در آن جامعه از جنبه ای دیگر، مثلا از حیث مذهبی نیز در تبعیض و فشار به سر برند، در این حالت این دو شکاف وضعیت موازی یا متراکم دارند و باعث تقویت یکدیگر می شوند. حال اگر در جامعه ای جمعیت فقیر برخی از مذهب حاکم و برخی دیگر از مذهب مورد تبعیض و فشار باشند، در این حالت شکاف ها شکل متقاطع به خود می گیرند و شکاف مذهبی نه تنها شکاف طبقاتی را تقویت نمی کند که از تاثیر آن نیز می کاهد. جوامع در حال گذار همچنان که بحران های متعددی را تجربه می کنند، واجد شکاف های متعدد و متنوعی نیز می شوند.

گذار از وضعیت سنتی به مدرن و گذار از «تونل وحشت» توسعه، فرایند و تونلی که کشورها را دچار هراس های شدیدی می کند و تاثیراتی گاه تاریخ ساز بر آنها می گذارد، خود به وجود آورنده شکاف هایی است. نخستین این شکاف ها، شکاف اقتصادی است. به موازات آن شکاف مرکز و حاشیه، سنتی و مدرن، و برخی دیگر از شکاف ها نیز پدید می آید.

بحران های پنجگانه توسعه سیاسی هر کدام بر انواع خاصی از شکاف ها تاثیرگذارند و برخی می توانند زمینه فعلا شدن شکاف های بیشتری را فراهم آورند. به عنوان مثال، بحران مشارکت سیاسی تاثیر چندانی بر شکاف طبقاتی ندارد. طبقات پایین از فقدان مشارکت سیاسی رنج نمی برند، بلکه طبقه متوسط و بالاست که دغدغه و انگیزه مشارکت دارد. ولی بحران توزیع ازجمله بحران هایی است که در اشکال مختلف خود، اعم از اقتصادی و غیراقتصادی، تقریبا تمامی طبقات را می تواند تحت تاثیر قرار دهد. بحران هویت می تواند بر گروه های قومی، مذهبی، نسلی و جنسیتی و سایر گروه هایی که دارای بنیان هویتی هستند و ذیل جنبش های نوین اجتماعی دسته بندی می شوند، تاثیر بگذارد.
 
 شکاف های فعال و غیرفعال جامعه ایران

جامعه ما بی تردید در این وضعیت گذار قرار دارد، گذاری که تحت تاثیر عامل مختلف داخلی و خارجی به کندی صورت می گیرد. این کندی و به تعویق افتادن از یک سو دارای منافعی است و موجب می شود که گسل ها و شکاف های اجتماعی یکباره زیر فشار تکانه های تغییر و جا به جایی از هم نگسلند.

از سوی دیگر، دوام بیش از حد وضعیت ناپایدار گذار، موجب می شود که انرژی ذخیره شده در شکاف ها مضاعف شود.

در جامعه ایران شکاف های متعدد فعال و غیرفعالی می توان شناسایی کرد: شکاف طبقاتی، شکاف سنتی و مدرن، شکاف مذهبی، شکاف قومی، شکاف جنسیتی، شکاف نسلی، و... برخی از این شکاف ها به صورت دوره ای در زمان رویدادهایی مانند انتخابات فعال و تاثیرگذار می شوند. شکاف های طبقاتی و سنتی و مدرن از جمله این شکاف ها هستند.

شکاف قومی که موضوع بحث ماست از جمله شکاف های غیرفعال در جامعه ما محسوب می شوند. هویت ملی ایرانی، مخصوصا قرائتی از آن که بر عنصر ایرانی بودن تاکید دارد و گروه های مختلف قومی را در بر می گیرد در ترکیب با مفهوم شهروند از چندان قدرت و غنایی برخوردار است که می تواند وحدت ملی را تضمین و تامین کند.

در عین حال از آنجایی که باید در قبال خطرهای احتمالی به هوش بود و راه را بر تهدیدها بست و آنها را تبدیل به فرصت کرد، توجه به نکاتی در این خصوص ضرورت دارد.

نخست اینکه اذعان به وجود شکاف قومی به معنای صحه نهادن بر این مطلب نیست که این شکاف در حال حاضر خطر محسوب می شود. چنانکه پیش از این گفته شد، هر جامعه ای دارای مجموعه ای از شکاف هاست که برگرفته از تنوعات موجود در آن جامعه است. وجود اقوام مختلف ایرانی امری پذیرفته شده است. این اقوام در طول تاریخ در این سرزمین با یکدیگر همزیستی داشتند و همواره خود را ایرانی قلمداد کرده اند و اتفاقا در زمان های خطر در کنار یکدیگر ایستاده اند. نمونه بارز آن حضور شجاعانه تمامی اقوام ایرانی در دفاع مقدس در مقابل دشمن بعثی بود.
 
 شکاف های فعال و غیرفعال جامعه ایران

چند نوبت است که شکاف قومی در زمان انتخابات واکنش هایی از خود نشان می دهد، ولی این واکنش ها چندان زیاد نیست. علت این امر وجود شکاف های متقاطعی مانند شکاف سنتی و مدرن و شکاف مذهبی است. ولی این نکته حائز اهمیت است که نامزدهای انتخاباتی باید از تحریکات قومی و استفاده از این ابزار برای کسب رای به صورت جدی حذر کنند. برآورده شدن این امر ضروری از یک سو به درک و شناخت نامزدها در عدم توسل به این ابزار برای کسب رای بستگی دارد و از سوی دیگر، قانونگذاران نیز باید ترتیبی بیندیشند که راه را بر سوءاستفاده از عناصر هویتی تاثیرگذار بر هویت ملی در جهت کسب رای ببندد.

نکته دوم اینکه دولت و نهادهای ذی ربط باید تلاش خود را مبذول دارند تا از تشدید شکاف های دیگری که می توانند شکاف قومی را فعال سازند جلوگیری کنند. محرومیت زدایی از جمله این اقدامات است. هرگونه محرومیت یا حس محرومیت اقتصادی به صورت مقایسه پیشین می تواند این وضعیت را رو به وخامت ببرد. دولت باید تلاش کند خود را در جهت محرومیت زدایی از مناطق محروم به کار گیرد. رسیدگی به وضعیت این مناطق جزء ضروریات اس تکه هیچ اولویتی نباید مانع از آن شود. در عین حال باید پذیرفته که منابع اقتصادی همواره محدود است و کسب شرایط مطلوب یکباره امکانپذیر نیست. ولی اهتمام جدی دولت در این مسیر خود تضمین کننده دلگرمی مناطق درخصوص رسیدگی به امورشان است.

نکته دیگر اینکه باید از متراکم شدن دو شکاف قومیت و مذهب جلوگیری کرد. اگرچه مذهب در مناطقی در پیوند با قومیت به صورت متقاطع عمل می کند، در برخی دیگر از مناطق می تواند وضعیت شکاف های متراکم را پدید آورد. برای اجتناب از این امر، تاکید بر هویت اسلامی و وحدت اسلامی امری لازم محسوب می شود سخنان تفرقه انگیز مذهبی از تریبون های رسمی و غیررسمی می تواند این وضعیت را شدت و حدت ببخشد.

جلوگیری از این امر نیازمند آن است که دستگاه تبلیغات دینی از ناهماهنگی خارج شود و واعظان و مداحان و... از این حیث کنترل شوند تا با سخنان بی پروازی خود زمینه ساز اختلافات مذهبی نوشند. باید به مبلغان دینی نسبت به خطرات اینگونه سخنان آگاهی داد.

متاسفانه شرایط خاورمیانه و حرکت و اقدامات جریان هایی مانند داعش و... گاه این مجوز را در اختیار برخی افراد و جریان ها می گذارد تا در تنور نفرت مذهبی بدمند. آنها را باید از این امر برحذر داشت. در مجموع و به طور سربسته باید حس محرومیت از حیث مذهبی را از بین برد.

نکته دیگری که باید بدان توجه جدی مبذول داشت، مساله نفرت انگیزی قومی است. سخنان نفرت انگیز که در شکل ملایم خود در قالب لطیفه های قومی یا شوخی با اقدام در رسانه ها یا افواه طرح می شود در بلندمدت می تواند فاصله اجتماعی بین اقوام را افزایش دهد و به نفرت اقوام از یکدیگر بینجامد و همزیستی را دشوار کند. در این مورد نیز قانونگذاران باید مجازات هایی برای تولیدکنندگان و مروجین ادبیات نفرت در نظر بگیرند. هرگونه ادبیاتی که توهین به اقوام باشد یا توهین به نمادهای ملی محسوب شود در زمره این ادبیات قرار می گیرد.

توسعه همانطور که اشاره شد روندی دشوار است. این روند ظرافت هایی می طلبد که باید بدان توجه داشت. از جمله ضرورت های آن موزون بودن است. نمی توان تنها یک بعد از توسعه را لحاظ کرد و از ابعاد دیگر آن چشم پوشید. توسعه اقتصادی یا آنچه تحت عنوان محرومیت زدایی از مناطق ذکر شد باید همراه با افزایش نفوذ رسانه ای و بوروکراتیک و نهادی و در یک کلام، حضور دولت ملی در تمامی مناطق باشد. رسانه ها، به ویژه رسانه ملی، در این خصوص مسئولیت خطیری به عهده دارند.

نهاد آموزش و پرورش و بخش فرهنگ نیز به همین میزان مهم و تاثیرگذارند. این نهادها و دستگاه ها باید هویت ملی و افتخار ملی را در میان فرد فرد ایرانیان پروش دهند. این امر ظرافت های خاص خود را داد که طبعا اصحاب نسبتا به آن بیشتر آگاهی دارند. امیدوارم هیچگاه گرد غم بر چهره ایران و هیچ ایرانی ننشیند و ایران در سایه وحدت ملی همواره پایدار و مستحکم باقی بماند.

*استاد علوم سیاسی دانشگاه شاهد
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج