حسن تفتیان؛ تند و تیز همچون باد
۵۷۳۸۵۷
۱۴ مرداد ۱۳۹۶ - ۰۸:۱۵
۸۷۴۴
از روز اردیبهشتی که در پیست تربت برای تمرین امتحان ورزش رفت و رکورد زد و چشم مربی اش را گرفت تا الان که اولین طلای 100 متر آسیا را برای ایران گرفته، روزهای زیادی گذشته است.
هفته نامه همشهری جوان - محمد امیرپور، مهدی افخمی: از روز اردیبهشتی که در پیست تربت برای تمرین امتحان ورزش رفت و رکورد زد و چشم مربی اش را گرفت تا الان که اولین طلای 100 متر آسیا را برای ایران گرفته، روزهای زیادی گذشته است؛ روزهای زیادی که حسن تفتیان شب و روز تمرین کرد؛ در گرمای خشک و سرمای استخوان سوز خراسان، به پایتخت آمد، چهار سالی را در یک اتاق پانزده متری زندگی کرد تا به نیمه نهایی 100 متر المپیک ریو رسید؛ در حالی که در تصور کسی نمی گنجید کسی از ایران سرخط باشد.
 
حالا اما خود حسن معتقد است المپیک 2020 توکیو المپیک اوست و از همین حالا استارتش را زده است. او شک ندارد 100 متر را زیر 10 ثانیه می دود؛ مثل هرمس، پیک خدایان یونان باستان که سریع ترین مرد دنیای باستان بود.
 
حسن تفتیان؛ تند و تیز همچون باد

می گویند جامائیکایی ها سیب زمینی خاصی می خورند که قندش از کودکی تاثیر زیادی در متابولیسم شان می گذارد؟

- آره، درست مثل خرمای ماست. شاید خرما در دنیا خیلی کم مصرف شود ولی ما به خاطر محیطی که در آن زندگی می کنیم، از آن استفاده می کنیم و در رژیم ما وجود دارد در حالی که ممکن است در رژیم غذایی خیلی از ورزشکاران دنیا نباشد، داستان سیب زمینی جامائیکایی هم همین است.

تندیسی که از تو در تربت حیدریه نسب کرده اند دیده ای؟ می ترسیم مثل این سندروم مجسمه های زشتی باشد که این چند وقت افتتاح شده اند؟

- از رونالدو بهتر شده است. (می خندد) تندیس من خوب شد! یعنی در روند ساخته شدنش از خودم مشورت می گرفتند، مخصوصا ما که دوومیدانی کار هستیم. حتی برای مجسمه ساز توضیح دادم که دست ها و پاهایم را چطور طراحی کند.

قطعا همه حسین تفتیان را به عنوان یک قهرمان می شناسند. اما داستان پنهانی از مشکلات مالی و سختی هایی که کشیده ای هم وجود دارد. چطور آن روزها را پشت سر گذاشتی؟

- یادم هست که اردیبهشت ماه بود و تازده دوازده ساله شده بودم که برای تمرین امتحان ورزش رفتیم داخل استادیوم شهر. فردایش امتحان ورزش داشتیم. فکر می کردم با یک جلسه تمرین در پیست همه جیز اوکی می شود. 540 متر دویدم و یک رکورد خوب زدم. آقای رمضان زاده مربی که آنجا بود به من گفت رکوردت خوب است.
 
بیا و یک تست 100 متر بده. 100 متر دادم و رکورد خوبی زدم و او هم گفت اگر دوست داری و علاقه مند به دوومیدانی هستی، از فردا بیا تمرین. شاید پیش خودتان فکر کردید یک بچه دوازده ساله چه چیزی را می فهمد ولی از همان موقع به این فکر می کردم و دوست داشتم قهرمان جهان شوم. ما توی خاک می دویدیم؛ پیست را باید آب می زدیم چون کفش های دویدن میخ دارد و میخ توی خاک سفت آنجا فرو نمی رفت. پیست را باید گل می کردیم که هم میخ در آن فرو برود و هم آسیب کمتری ببینم چون شش ماه – یک سالی بود که کمردرد داشتم.

خانواده ما هم سطح متوسطی داشتند. آن اوایل خیلی سخت بود چون هزینه های ورزش قهرمانی از تغذیه گرفته تا کفش و لباس و سفر خیلی گران است. از همان اول وقتی دیدند استعداد دارم و این قدر برای رسیدن به هدفی که دنبالش هستم، تلاش می کنم، از زندگی خودشان زدند برای این که من به آن امکاناتی که می خواهم برسم.
 
به هر جایی برسم، آن روزها همیشه پس ذهنم هست که چقدر کمکم کردند. بعد چند سال ساکن تهران شدم؛ توی تربت نه پیست داشتیم، نه سالن بدنسازی. حتی رختکن نداشتیم. زمستان ها در سرمای استخوان سوز خراسان تا زانو برف بود ولی من تمرین می کردم. جوری بود که خیلی ها مسخره می کردند. شاید تمرین کردن در آن شرایط اصلا خوب نبود چون ممکن بود آسیب های خیلی بدی ببینم.
 
حسن تفتیان؛ تند و تیز همچون باد

زندگی در تهران هم سختی های خودش را داشت؟

- تهران هم مشکلات خاص خودش را داشت. امکانات تمرینی داشتم اما من تمام این چهار سال در یک اتاق پانزده متری تنها بودم. با مترو می رفتم دانشگاه. ساعت سه و چهار خسته بر می گشتم. تازه باید تمرین می کردم. تمرین های سخت دوومیدانی هم رشته تیمی نیست که هم تیمی ها دور و برت باشند.
 
هر روز باید همه انرژی ات را بگذاری و خودت تکت و تنهایی. زمستان اگر به این سالن بیایید، پرنده پر نمی زند؛ ولی خب باید تمرین می کردم. شب ها به تاریکی می خوردم. دوباره بر می گشتم توی اتاقم و حالا دوباره به فکر شام باش و به درس هایت برس. واقعا شرایط سختی داشتم. خوابگاه من درست زیر همین پله های استادیوم آفتاب انقلاب بود و هر وقت این اتاق را می بینم دوباره کلی خاطره برایم زنده می شود. به خودم می گویم «آن زمان های سخت را گذراندی تا به هدفی که می خواهی برسی.»

تفاوتی که رشته دوومیدانی با بقیه رشته ها دارد این است که همه این سختی ها را می کشند اما حداقل خیال شان از معیشت راحت است؛ ولی بچه های دوومیدانی هر چقدر مشهورتر شوند، باز انگار این دغدغه برای شان وجود دارد؟

- همیشه این نگرانی را دارم که اگر دوومیدانی را کنار بگذارم چه کار باید بکنم؟ هنوز هم که نگذاشتم کنار خیلی برایم سخت است. من لشکر یک نفره ام. ببینید! وقتی تیمی قرار است جایی برود، تیم سرمربی دارد، مربی دارد،ريال تدارکات دارد. خب اینها هم مثل ورزشکارها به اردو دعوت می شوند و کنار ورزشکار می مانند ولی یک ورزشکار دوومیدانی واقعا همه کاره خودش است، یعنی من هماهنگ کننده اردوها، مدیر برنامه و مربی خودم هستم.
 
حتی برای گرفتن ویزا، تغذیه و تمرین هم کسی نیست و همه کارها بر دوش خودم است. نمی خواهم مدیریت را زیر سوال ببرم خدای نکرده، باز از قبل خیلی بهتر شده ولی باز هم فشار زیادی روی ورزشکار است. همه فک رمی کنند وقتی حسن تفتیان به قهرمانی آسیا رسید، خیالش راحت است؟ اصلا این طوری نیست! چون همان پولی که ما در طول یک سال در می آوریم، خرج خودمان می کنیم.

تصور مردم این است که دوومیدانی ورزشی است که دو ساعت می دویی و تمام می شود. کسی خبر از قسمت پر هزینه زندگی در این رشته ندارد که ماهی چقدر باید مکمل غذایی مصرف کنی یا کتانی هایت یک عمر مفیدی دارد و تند تند باید عوض شوند؟

- مهم ترین بخشش واقعا تغذیه است. یکسری رژیم های خاص غذایی را باید تهیه کنی که به هیچ وجه ارزان نیست و با توجه به گرانی هایی که وجود دارد، هزینه هایش زیاد است. لوازم ورزشی مثل کفش هم تهیه کردنش کار سختی است. هزینه فیزیوتراپی و ماساژ و ریکاوری و مکمل های ورزشی هم هست که بخش جدانشدنی ورزش قهرمانی است.

تازگی ها یک مربی فرانسوی انتخاب کرده ای؟ راضی هستی؟

- مربی که من انتخاب کردم واقعا یکی از بهترین هاست. بعد از المپیک خیلی گشتم دنبال مربی. سه چهار ماه وقت گذاشتم. اصلا عجله نکردم. می خواستم بهترین را انتخاب کنم. فدراسیون هم به من گفته بود خودت مربی را انتخاب کن و مسئولیتش را بر عهده خودم گذاشته بود. مربی کانادایی و آمریکایی نسبت به اروپایی ها برای ما مشکلات بیشتری دارد. از نظر ویزا یا همان رفت و آمد. جامائیکا و کنیا هم که خودشان مولد علم نیستند و مربی خوب ندارند. در واقع تعدادی ورزشکار خوب دارند که روی آنها سرمایه گذاری می کنند.
 
حسن تفتیان؛ تند و تیز همچون باد

ظاهرا برای پیدا کردن مربی فرانسوی هم خیلی اذیت شدی و ارغوان رضایی در پاریس کمکت کرد؟

- در فرانسه خیلی به من کمک کردند. من از خانم رضایی تشکر می کنم. مربی را فدراسیون تایید کرد اما مربی های خوب هیچ شناختی از دوومیدانی ما ایرانی ها ندارند و خیلی کار سختی بود. ایمیل مربی فرانسوی را گرفتم و باهاش حرف زدم. اوایل فکر می کرد زیاد جدی نیست و وقتی پافشاری من را دید علاقه نشان داد و تازه آن موقع بود که من را شناخت و گفت «من در وارم آپ المپیک یادمه که توی نیمه نهایی داشتی می دویدی و کارهایی می کردی که هیچ کس انجام نمی داد.»

متد ما سنتی بود. ما در دوومیدانی علم نداریم. برایش جالب بود که من چطور با این سبک تمرین کردن آمده ام نیمه نهایی المپیک. قرار شد بروم آنجا و با او کار کنم. خدا را شکر می کنم که یک مرد خوب پیدا شد. مربی ام اصلا نژادپرست نیست.
 
برخلاف این که می گویند فرانسوی ها خیلی نژادپرست اند، به نظر مربی ام دنیا یک شهر بزرگ است و ما هم شهروندان آن هستیم. اینها چیزهایی است که به آدم دلگرمی می دهد چون وقتی در یک کشور غریب هستی و این سوال برایت پیش می آید که آیا مربی فقط دنبال پول است یا نه؟

انگار تو هم تنها شاگرد مهم او هستی و برای اعاده حیثیت می خواهد همراه حسن تفتیان نتیجه بگیرد؟

- بعد از المپیک مربی ام یک گروه 12-10 نفره داشت که همه تاپ های فرانسه زیر نظر او تمرین می کردند اما ظاهرا مشکلی بین مربی و ورزشکار و فدراسیون به وجود می آید. فدراسیون می گوید: «شما که مربی درجه یک هستی، بهتر است بیایی تدریس کنی و شاگردها را بفرستی زیر نظر مربی های دیگر.» تیم او پخش می شود ولی مربی من دوست دارد توی پیست باشد نه کلاس. از فدراسیون اجازه می گیرد که بتواند با ورزشکارهای خارجی کار کند و اینجا استارت کار زده می شود.

رکوردت هم که این دفعه برای طلایی شدن و قهرمانی آسیا پایین آمد ماحصل همین همکاری است؟

- اولین طلای 100 متر ایران در آسیا بود. سیستم تمرینی ام خیلی عوض شده است. کارهایی که انجام می دهیم، نوع تمرین ها، نوع وزنه زدن ها؛ ولی به نظر من اگر بخواهیم به حداکثر نتیجه برسیم، زمان می برد چون دوومیدانی ورزش زمانبری است.

فکر می کنم این دیواره زیر 10 ثانیه را ازش بالا می روی و از آن رد می شوی؟

- آره شک ندارم.

مربی ات گفته بود که بهترین دوران ورزشی حسن را باید در المپیک توکیو ببینیم؟

- خیلی امیدوار است. اولین صحبتی که با هم کردیم به من گفت: «ما می توانیم برای المپیک بعدی برنامه ریزی کنیم.» از این حرفش خیلی خوشم آمد چون معمولا مربی هایی که به ایران می آیند، می گویند: «شش ماهه من ورزشکار خوب تحویل می دهم.» ماهی سه هزار دلار می گیرد و شش ماه بعد هم می رود. هدف اول مان را گذاشتیم بازی های آسیایی 2018 و من همانجا به فدراسیون اعلام کردم المپیک بعدی می تواند المپیک من باشد و کاری را در المپیک بعد بکنیم که هیچ کس باورش نشود. به خودم ایمان دارم. به مربی ام. به تمرین هایی که می کنم و مطمئنم که با مربی که شاگردش رکورددار اروپا بوده، با رکورد 9.86 برای من اتفاقات خوبی می افتد.
 
حسن تفتیان؛ تند و تیز همچون باد

تفتیان از یوسین بولت و تجربه های زندگی اش می گوید

وسوسه شیرینی است که با سریع ترین مرد ایران درباره سریع ترین مرد جهان حرف بزنیم؛ ما هم همین کار را کردیم.

به نظرت چه تفاوتی بین سفیدپوست ها و سیاه پوست هاست؟

- درصد تارهای تند انقباض در دوومیدانی خیلی مهم است. این درصد فاکتوری مهم در موفقیت است. این تارها در سیاه پوست ها بیشتر است و به خاطر تارهای قدرتی عضلانی که دارند نسبت به بقیه در دوومیدانی موفق تر عمل می کنند.

دانشمندان به این نتیجه رسیده اند که هیچ انسانی نمی تواند سریع تر از 9.38 بدود!

- خیلی عددهای عجیب و غریبی گفتند. 9.20، زیر 9 ثانیه و ... به نظر من این اعداد منطقی نیستند. انسان موجود خارق العاده ای است که مرز ندارد. مثل یوسین بولت که خارق العاده است. می خندید اول می شد. زمین می خورد اول می شد. گریه می کرد اول می شد. بولت واقعا فکر خیلی قوی داشت. سال 2015 را به عیاشی گذرانده بود و همسایه اش حسابی از دستش شاکی بود برای این که هر شب در خانه اش مهمانی داشت. سال 2016 وقتی وارد مسابقات شد، 9.96 رکورد زد و جاستین گاتلین با 9.79 اول شد ولی آن قدر با ژن برنده وارد مسابقات می شود که جاستین گاتلین را در فینال می گیرد و قهرمان می شود.

تا به حال با یوسین بولت مسابقه داده ای؟

- یک سال پیش در استروای چک با بولت مسابقه دادم. امسال هم دعوت شدم ولی مشکل ویزا باعث شد به این مسابقات نرسم.

رفتار بولت در طول مسابقات چطور است؟

- یک مقداری از بقیه مغرورتر است. البته من واقعا به بولت حق می دهم برای این که سوپراستار است و حتی ورزشکارهای تاپ دوومیدانی هم دوست دارند با او عکس بگیرند، وای به حال افراد عادی! ولی خب یک خرده شرایط خاصی دارد. تمرین که می کند بادیگارد دارد، حق هم ندارد. نباید موقع تمرین تمرکزش به هم بخورد. سعی می کند با دونده های دیگر ارتباط نگیرد.

چه تفاوتی با بقیه دوومیدانی کارها دارد؟

- به نظر من تیمی که پشتش هستند و پشتیبانی اش می کنند خیلی قوی هستند. بولت خیلی خوب می تواند با تماشاچی ها یا رسانه ها ارتباط برقرار کند. کمتر دوومیدانی کاری را در دنیا داریم که این قدر سلبریتی باشد. الان یکی از آدم های معروف دنیاست و واقعا هم خودش را ثابت کرده است. مدیر برنامه های انگلیسی اش هم حسابی هوایش را دارد؛ مثلا اخیرا فیلمش را ساخته اند «من بولت هستم!» و اکران باشکوهی در لندن و جامائیکا برایش گرفتند.

این حرکات خاصی که ورزشکاران دوی 100 متر انجام می دهند، شبیه شادی گل است.

- این جور حرکات روی رقیب های مان تاثیر دارد. وقتی یکی سر خط سرحال است و بعضی کارها را می تواند انجام بدهد، رقبایش قفل می کنند و هیچ کاری نمی توانند انجام دهند. سر خط همه ورزشکاران زیر چشمی همدیگر را زیر نظر دارند و این طور حرکات رو به دوربین، یک جورهایی کری خوانی برای رقباست.
برچسب ها:
مطالب مرتبط
انتشار یافته: 3
در انتظار بررسی:0
Iran, Islamic Republic of
12:46 - 1396/05/14
برای تو که دیگه نمیتونه ادعای نژاد پرستی داشته باشه
شاید تو به خاطر نژادت بتونی باهاش اینکارو بکنی اما اون نمیتونه
Iran, Islamic Republic of
00:54 - 1396/05/15
ارزوی موفقیت برات دارم امیدوارم به همه ارزوهات برسی
Iran, Islamic Republic of
20:15 - 1396/05/15
همشهری خودمونه! همیشه سالم و موفق باشی
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج