گفت و گو با «اشپیتیم آرفی»؛ بازیکن خارجی سریال «لژیونر»
۵۷۴۴۱۲
۱۲ مرداد ۱۳۹۶ - ۰۸:۲۱
۱۲۵۶۷ 
من همیشه از خدا می خواستم که با آدم های بزرگ سینمای ایران بازی کنم. در سریال «دیوار به دیوار» همه بازیگرهای خوب ایران هستند. مثلا گوهر خیر اندیش، فرهاد آییش، علی شادمان بازیگران خوب و بزرگی هستند.
روزنامه بانی فیلم - زینب علیپور: من همیشه از خدا می خواستم که با آدم های بزرگ سینمای ایران بازی کنم. در سریال «دیوار به دیوار» همه بازیگرهای خوب ایران هستند. مثلا گوهر خیر اندیش، فرهاد آییش، علی شادمان بازیگران خوب و بزرگی هستند. مخصوصا علی شادمان که در آینده بازیگر بزرگی می شود. چون خیلی بازیگر خوبی است. این ور هم در سریال «لژیونر» آقای شریفی نیا، پور شیرازی هم بازیگران بزرگی هستند. می دانید همه به من کمک می کردند در کار و خیلی خوب بودند.

نخستین بار با فیلم سینمایی «آوار» به کارگردانی فرناز امینی قدم به عرصه بازیگری گذاشت. اتفاقی که باعث شد پس از آن دو سریال تلویزیونی به وی پیشنهاد شود. سریالهای «دیوار به دیوار» به کارگردانی سامان مقدم و «لژیونر» به کارگردانی مسعود آب پرور که به گفته خودش به واسطه این دو سریال توانست بیشتر از فوتبال به شهرت رسیده و مورد توجه مردم قرار بگیرد. تا جایی که اصلا انتظار نداشت با بازی در دو سریال اینگونه شناخته تر شود.
 
لژیونری که همه را سر کار می گذارد! 

اشپیتیم آرفی بازیکن آلبانیایی تبار اهل جمهوری کوزوو است که در خرداد ۱۳۸۷ به باشگاه فوتبال پیام مشهد در لیگ دسته اول فوتبال ایران پیوست.

او نخستین بازی خود را برای پیام برابر استیل‌آذین انجام داد. با صعود پیام به لیگ برتر فوتبال ایران در بازی پلی‌آف برابر فولاد خوزستان، آرفی در پیام ماند و برای این تیم در فصل ۸۸–۸۷ بازی کرد. او در ۲۹ بازی ۱۸ گل برای پیام به ثمر رساند و در پایان فصل به پرسپولیس پیوست.

وی در کنار فوتبال، در زمینه مدلینگ هم فعالیت کرده است. اما پس از ورود به ایران در تیم های تراکتورسازی، پرسپولیس، ابومسلم و پیام بازی کرد. تا اینکه خیلی اتفاقی فیلم «آوار» به وی پیشنهاد شد و او با این فیلم در کنار علیرضا نیکبخت مقابل دوربین سینما رفت. پس از آن هم در دو سریال تلویزیونی ایفای نقش کرد که مدتی است «لژیونر» روی آنتن شبکه ۵ است. از این رو بانی فیلم با او که فارسی را بسیار سلیس و روان بیان می کند و فقط در به کار بردن برخی اصطلاحات کمی با مشکل روبرو است، گفت و گویی داشته است. البته سعی شده تا گفت و گوی ما با او با لحن و نوع گویش خودش باشد که در ادامه می خوانید:

 آقای آرفی شما برای نخستین بار در فیلم سینمایی «آوار» ایفای نقش کردید و سپس در دو سریال تلویزیونی. شما که برای فوتبال وارد ایران شده بودید. چطور شد که از سینما و تلویزیون سر درآوردید؟

– خودم هم نمی دانم (می خندد). وقتی به ایران آمدم، بعد از اینکه در تیم های مختلف بازی کردم، اتفاقی پیشنهاد سینمایی شد و من هم بازی کردم.

 پیش از اینکه به ایران سفر کنید هم تجربه بازیگری در کشور خودتان را داشتید؟

– نه من اصلا بازیگر نیستم و هیچ جایی هم غیر از اینجا بازی نکرده بودم. پارسال که ایران آمدم، یکی از دوستانم با فرناز امینی کارگردان فیلم «آوار» در تماس بود و به طور شانسی فهمید بازیگر خارجی می خواهند که فارسی هم بلد باشد. فیلم «آوار» هم درباره فوتبالیست ها بود که علیرضا نیکبخت نقش اول فیلم را بازی کرد. به من هم پیشنهاد شد در این فیلم در کنار او بازی کنم و من هم بازی کردم.

 چطور شد که در سریال «دیوار به دیوار» بازی کردید؟ آقای مقدم بازی شما را در آن فیلم دیده بودند؟

– این سریال هم همین جوری اتفاقی پیش آمد. یکی از دوستانم با آقای سامان مقدم دوست هستند و فهمیدند که او خیلی وقت است که دنبال یک بازیگر خارجی است که فوتبالیست هم باشد. ما هم قرار گذاشتیم و همدیگر را دیدیم و من در سریال «دیوار به دیوار» نقش یک دروازه بان را بازی کردم.

 و همین طور اتفاقی باز هم در یک سریال دیگر ایفای نقش کردید و مقابل دوربین مسعود آب پرور رفتید؟

– بله. یعنی من دنبال بازیگری نبودم، همه چیز اتفاقی پیش آمد.
 
لژیونری که همه را سر کار می گذارد! 

 شما زبان فارسی را خیلی خوب صحبت می کنید. با این حال خواندن فیلمنامه و حفظ کردن دیالوگ به زبان فارسی برای شما سخت نبود؟

– برای من حفظ کردن فیلمنامه سخت بود. چون به فارسی نوشته شده بود و من هم بلد نیستم به فارسی بخوانم و بنویسم. برای همین از دوستانم کمک می گیرم. برای آنها هم سخت است که فیلمنامه را برای من به انگلیسی بنویسند. برای همین هر روز که سر فیلمبرداری می رفتم، فیلمنامه را برای من به انگلیسی می نوشتند.

 البته در قسمت های ابتدایی و ورود شما به داستان، به انگلیسی صحبت می کردید.

– بله اما در میان سریال نقشی که من بازی کردم، فارسی صحبت می کند.

 چطور شد که زبان فارسی را یاد گرفتید؟ دوره خاصی را گذراندید؟

– من چهار سال پیش که به ایران آمدم، مدت زیادی در شهر تبریز و مشهد و تهران زندگی کردم. به همین دلیل همان یک سال و نیم اول سعی کردم تا فارسی را یاد بگیرم و وقتی یک نفر با من صحبت می کرد، می فهمیدم چه چیزی می گوید تا بتوانم جواب بدهم. بعد هم با دوستانم و کسانی که با آنها در ارتباط هستم، هم فارسی صحبت می کنم و اینگونه یاد گرفتم. وگرنه برای یاد گرفتن زبان فارسی هیچ کلاسی نرفتم و با مکالمه یاد گرفتم.

 چقدر با استعداد و باهوش هستید که اینگونه زبان فارسی را آموختید. چون فارسی یکی از زبان های سخت در دنیاست!

– بله قبول دارم و هیچ شکی ندارم. فارسی خیلی زبان سختی است.

 با این حال خیلی مسلط هستید!

– نه هنوز خیلی خوب نمی توانم فارسی صحبت کنم. اما متوجه می شوم به من چه می گویند و می توانم جواب بدهم. اما در تلویزیون مجریها یک جور دیگری صحبت می کنند و با بقیه فرق دارد. من چند تا برنامه دعوت شدم که در آن مجری برنامه یک جور خاصی حرف می زد.

 منظورتان ادبیات مجری های تلویزیون است؟

– بله. البته کم کم دارم یاد می گیرم. خیلی خوشحالم، چون دوستانم هم می گویند که در فارسی صحبت کردن خیلی پیشرفت کرده ای. فیلمنامه ها هم خیلی به من کمک کرد تا بیشتر یاد بگیرم. مثلا چند تا اصطلاح در فیلمنامه بود که من بلد بودم، اما استفاده نکرده بودم که حالا استفاده می کنم و برای من خیلی خوب بود که فیلمنامه خواندم.
 
لژیونری که همه را سر کار می گذارد! 

 شما چند سالی هست که فوتبال بازی نمی کنید. با این حال چطور شد که در ایران ماندید و زندگی می کنید؟

– ماندگار نشدم. من چهار سال پیش که دیگر فوتبال بازی نکردم و به آلمان برگشتم. اما با دوستانم همیشه در تماس بودم. برای دیدن دوستانم هم به ایران می آمدم. اما الان مدت طولانی است که ایران هستم. فکر می کنم ۶- ۷ ماه است که ایران ماندم. چون دو تا سریال بازی کردم و باید در ایران می ماندم.

 باز هم به شما سریال پیشنهاد شود، بازی می کنید؟

– بله چرا که نه. اگر باز هم پیشنهاد فیلم سینمایی و سریال داشته باشم حتما بازی می کنم. چون از بازیگری خیلی خوشم آمد و زبان فارسی من هم خیلی خوب شده است. تازه بازیگری برای من تجربه جدیدی است که دوستش دارم. من حدود ۱۵ تا ۲۰ سال است که فوتبال بازی کردم، اما با بازیگری در فیلم و سریال تجربه جدید پیدا کردم. از خدا هم خواستم که در این سریال هایی که بازی کردم، برایم خوب باشد و دوست داشته باشند. چون واقعیت را بخواهم بگویم من اصلا با سینما و تلویزیون ایران آشنایی نداشتم و هیچ فیلم و سریالی را ندیده بودم. در ایران هم که بودم، تلویزیون تماشا نکرده بودم. اما از خدا می خواستم که با سامان مقدم کار کنم. چون شما خودتان بهتر می دانید که سامان مقدم یکی از بهترین کارگردان هاست.

برای این سریال هم خوشحالم که بازی کردم. چون آقای آب پرور هم کارگردان خوبی است. همیشه دوست داشتم که کارهای خوبی بازی کنم.

 معمولا مردم ایران خیلی خوب بازیگران را می شناسند. از آنجایی که به هر حال فوتبال تماشاگران خاص خودش را دارد، از زمانی که دو سریال بازی کردید، چقدر شما را می شناسند؟

– بالاخره مردم من را به خاطر فوتبالیست بودنم می شناسند. ولی من خودم خیلی تعجب کردم که من را به خاطر بازی در سریال «دیوار به دیوار» بیشتر می شناسند. مثلا من دو هفته پیش شمال بودم، مردم من را از سریال می شناختند که برای من خیلی جالب بود. این سریال هم که تازه شروع شده و هنوز خیلی ها سریال را ندیدند که من ببینم مردم باز هم من را از سریال می شناسند. مثلا به من می گفتند که به خاطر پرسپولیس دوستت داریم، اما سریال تو رو هم دیدیم و دوستت داریم. این خیلی برای من جالب است و دوست دارم.

 برخورد دوستان و همکارانتان در دو سریالی که بازی کردید، با شما چطور بود؟ به شما در کار کمک می کردند؟

– من همیشه از خدا می خواستم که با آدم های بزرگ سینمای ایران بازی کنم. در سریال «دیوار به دیوار» همه بازیگرهای خوب ایران هستند. مثلا گوهر خیر اندیش، فرهاد آییش، علی شادمان بازیگران خوب و بزرگی هستند. مخصوصا علی شادمان که در آینده بازیگر بزرگی می شود. چون خیلی بازیگر خوبی است.
 
این ور هم در سریال «لژیونر» آقای شریفی نیا، پور شیرازی هم بازیگران بزرگی هستند. می دانید همه به من کمک می کردند در کار و خیلی خوب بودند. بالاخره من تجربه بازیگری نداشتم و همه این را می دانستند و خیلی خوب با من تمرین می کردند. مثلا وقتی من جلوی دوربین می رفتم، اصلا استرس نداشتم و خیلی راحت بودم و بازی می کردم. از آقای آب پرور هم خودتان بپرسید. فکر کنم از من راضی بودند.

 گفتید که با سریال های تلویزیونی آشنایی ندارید و هیچ سریالی را ندیده بودید. سریال خودتان را چطور؟ فرصت می کنید تماشا کنید؟

– بله حتما و دوست دارم ببینم. سریال که تازه شروع شده و من هنوز خیلی بازی نکردم. اما راضی هستم و سریال را دوست دارم. چون وقتی یک بازیگر بازی خودش را از تلویزیون می بیند، یک چیز دیگر است. به خاطر همین من نمی گویم از خودم راضی هستم یا نه. چون من به یک چشم دیگر سریال را نگاه می کنم. مردم باید بگویند بازی من خوب است یا نه. از خدا می خواهم که مردم هم دوست داشته باشند.

 حالا که تجربه بازی در دو سریال را دارید، علاقه مند به دیدن سریال های ایرانی هم شدید؟

– بله من الان سریال «شهرزاد» را تماشا می کنم. فکر می کنم همه در ایران این سریال را تماشا می کنند. البته من قسمت های قبلش را ندیدم.

منظورتان فصل اول سریال است؟

– بله من این قسمت ها را تماشا می کنم. چون برای فصل اول که شما گفتید من ایران نبودم. چون دوستانم گفتند این را که تمام کردی، باید سریال «عاشقانه» را تماشا کنی. چون به من گفتند اگر بخواهی بیشتر در این کار باشی و بازیگر شوی و یاد بگیری، باید سریال زیاد تماشا کنی تا یاد بگیری و با سریال های ایرانی و بازیگرانش آشنا شوی.

 حالا که اینقدر جدی این حرفه را دنبال می کنید، تصمیم دارید که دوره های بازیگری را بگذرانید و حرفه ای این کار را دنبال کنید؟

– بله حتما می خواهم که کلاس بروم و آموزش بازیگری ببینم.
 
لژیونری که همه را سر کار می گذارد! 

 گویا شما پیش از اینکه به ایران بیایید، تجربه کار مدلینگ داشتید؟ در ایران هم به شما پیشنهادی در این زمینه شده است؟

– بله من خارج از ایران این کار را می کردم. اما در ایران این کار را نکردم. چون احترام هر کشوری را باید نگه داشت. تازه در ایران این کار خیلی مرسوم نیست. برای همین من خودم دنباتل این کار در ایران نمی روم و همان بازیگری را کار می کنم.

 فوتبالیست بودن سخته و یا بازیگری؟

– بازیگرها و بازیکنان هر کدامشان از سختی شغل خودشان می‌گویند، اما به نظر من هر دو کار سخت است. سر سریال «لژیونر» که بودم، سر فیلمبرداری به آقای شریفی نیا می‌گفتم شما زمانی یک موقعیت گل داشته باشید و از دست برود، دوباره تکرار ندارد. اما در بازیگری جمله اشتباه بگویید، دوباره تکرار می شود. البته در یک لحظه خندیدن، گریه کردن، ناراحت بودن و … در بازیگری سخت است.

 بعد از سریال «لژیونر» پیشنهاد بازی در سینما و تلویزیون داشته اید؟

– نه هنوز فیلمنامه پیشنهاد نشده که بخوانم. ولی راجع به آن صحبت می کنیم. فکر می کنم این سریال پخش شود، مردم و دوستان و کارگردان ها ببینند، به من بیشتر پیشنهاد شود که بازی کنم. اما با بچه ها در تماس هستیم.

 منظورتان این است که درباره کارها صحبت شده، اما قرارداد نبستید؟

– بله همین طور است که گفتید.

 معمولا سریال های تلویزیونی در شبکه های ماهواره ای هم پخش می شود. خانواده شما هم توانسته اند سریال های شما را ببینند؟ اصلا با بازیگر شدن شما مشکلی ندارند؟

– خانواده خوشحال هستند و دوست دارند که من در ایران بازی هم می کنم. وقتی که گفتم می‌خواهم به ایران برگردم و بازیگری کنم، هیچ کدام از آنها باور نکردند و خیلی تعجب کردند. می توانند اینترنتی ببینند، اما هنوز لینکش را نفرستادم که بازی من را در دو تا سریالی که بازی کردم، تماشا کنند. برایشان سخت است که سریال را به زبان فارسی ببینند. چون مثل من که فارسی بلد نیستند و متوجه نمی شوند.

 فکر می کنم زندگی در ایران را خیلی دوست دارید و توانسته اید دوستان بسیاری پیدا کنید؟

– بله من ایران را دوست دارم و دوستان خوبی هم دارم که برای دیدنشان به ایران می آیم و با آنها در ارتباط هستم. در بازیگری هم دوستان خوبی پیدا کردم. همه بازیگرهایی که با انها در این دو سریال بازی کردم، به من لطف داشتند و کمک می کردند. کارگردان ها هم خیلی خوب با من کار می کردند. خیلی خوشحالم که بازیگر هستم و دوست دارم باز هم در سریال و سینما کار کنم. برای همین هم دارم سریال ها را تماشا می کنم که بیشتر یاد بگیرم و بهتر بازی کنم و مردم هم دوست داشته باشند.

 و در پایان …

– مرسی که با من صحبت کردید و از خدا می خواهم که مردم سریال من را دوست داشته باشند و باز هم بتوانم در تلویزیون بازی کنم و با بازیگرهای بزرگ کار کنم
برچسب ها:
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج