با این معما‌ها و داستان‌های کوتاه، حس کارآگاهی خودتان را بسنجید
۷۵۵۰۱۹
۱۴ مرداد ۱۳۹۷ - ۱۴:۳۸
۲۳۴۴۴
اولین معما‌ها در بابل به وجود آمدند؛ و هنوز هم فرصت فوق العاده‌ای برای وقت گذرانی با دوستان و سنجش قابلیت‌هایمان هستند.
برترین‌ها: اولین معما‌ها در بابل به وجود آمدند؛ و هنوز هم فرصت فوق العاده‌ای برای وقت گذرانی با دوستان و سنجش قابلیت‌هایمان هستند. معما‌ها نه تنها جالب هستند بلکه برای همه سنین مفید هستند و به بهبود دایره لغات کودکان و جلوگیری از آلزایمر بزرگسالان کمک می‌کنند.

کدام در، امن است؟

یک روز صبح ماری کوچولو در قلعه‌ای در کاستاریکا به دام افتاد. این قلعه ۴ در داشت، اما تنها یک در به آزادی ختم می‌شد. پشت در اول گدازه‌های آتشفشانی بود که بلافاصله هرکسی را ذوب می‌کرد.
پشت در دوم یک دلقک قاتل بود که همه را می‌کشت.
پشت در سوم یخبندان کشنده‌ای بود که در یک لحظه همه را منجمد می‌کرد.
پشت در چهارم پلیس‌هایی بودند که به هر زن یا مردی فورا شلیک می‌کردند.
 
ماری کدام در را باید انتخاب کند؟
 
با این معما‌ها و داستان‌های کوتاه کارآگاهی خودتان را بسنجید

جواب: در چهارم. پلیس به مردان و زنان شلیک می‌کرد، اما مری هنوز بزرگ نشده و یک کودک بود.
 

قتل در سونا

چهار دوست همیشه با هم به سونا می‌رفتند. آن‌ها همیشه چیزی با خودشان می‌بردند. جک موسیقیدان بود و با خودش آی‌پد می‌برد تا موسیقی گوش دهد. استیو بانکدار بود و با خودش قمقمه می‌برد تا آب بخورد. پاتریک و میشل وکیل بودند و با خودشان کتاب می‌بردند تا بخوانند. یک روز جنازه پاتریک پیدا شد. او با یک شیء تیز کشته شده بود. پلیس فورا آمد و جستجو را آغاز کرد اما هیچ چیزی پیدا نکرد.

چطور چنین اتفاقی ممکن است؟
 
با این معما‌ها و داستان‌های کوتاه کارآگاهی خودتان را بسنجید

جواب: استیو یک یخ تیز در قمقمه اش آورده و پاتریک را کشته است. تا وقتی پلیس برسد آلت قتل ذوب شده است.
 

زن خشمگین

پیت با همسرش تماس گرفت و گفت ساعت ۸ به خانه می‌آید. او ساعت ۸ و ۵ دقیقه به خانه رسید. آن‌ها هیچ برنامه خاصی نداشتند، اما همسرش به خاطر تاخیر او به شدت عصبانی شد.

چرا او این قدر عصبانی بود؟
 
با این معما‌ها و داستان‌های کوتاه کارآگاهی خودتان را بسنجید

جواب: پیت باید ۸ شب به خانه می‌آمد، اما ۸ و ۵ دقیقه صبح روز بعد آمد.
 

یک مگس در قهوه

مایکل در کافی شاپ نشسته بود که یک مگس در نوشیدنی خود پیدا کرد و از پیشخدمت خواست قهوه دیگری برای او بیاورد. بعد از اینکه یک جرعه از قهوه دوم خورد عصبانی شد. چون فهمید همان فنجان قهوه‌ را دوباره به او داده اند.
 
او چطور فهمید این فنجان همان فنجان قبلی است؟
 
با این معما‌ها و داستان‌های کوتاه کارآگاهی خودتان را بسنجید

جواب: قهوه دوم شیرین بود. مایکل قبل از اینکه مگس را در فنجان اول ببیند مقداری شکر در آن ریخته بود .
 

مجسمه شکسته

جان در خانه تنها بود و صدای افتادن چیزی در اتاق همسرش را شنید. او وارد اتاق شد و دید مجسمه مورد علاقه همسرش شکسته است. همان لحظه یک نفر از اتاق فرار کرد. جان سعی کرد او را بگیرد، اما در خیابان به خاطر هوای سرد بخار شیشه عینکش را گرفت و نتوانست چیزی ببیند. جان این داستان را برای پلیس تعریف کرد. پلیس به او گفت دروغ نگوید و اعتراف کند که خودش جسمه را شکسته است.

پلیس چطور فهمید جان دروغ می‌گوید؟
 
با این معما‌ها و داستان‌های کوتاه کارآگاهی خودتان را بسنجید

جواب: جان به دنبال غریبه به خیابان دوید، اما شیشه‌های عینک وقتی از جای گرم به سرد می‌روید بخار نمی‌گیرد. او می‌ترسید همسرش بفهمد که خودش مجسمه را شکسته است.


جسد آقای جیمز
 
جسد آقای جیمز در اتاقش پیدا شد. اتاق پنجره نداشت و در قفل بود. ۴ نفری که کلید اتاق را داشتند مورد بازجویی قرار گرفتند. سوفیا گفت: «آمده بودم که آقای جیمز را بیدار کنم و وقتی دیدم مرده جیغ کشیدم.» جان گفت: «وقتی صدای جیغ را شنیدم به سمت اتاق دویدم چراغ را روشن کردم و دیدم جیمز با یک چاقو در گردنش روی زمین افتاده است.» سارا گفت: «من همراه با جان دویدم وقتی او چراغ را روشن کرد اتاق پر از خون بود.» جک گفت: «من صبحانه را آماده می‌کردم و چیزی ندیدم.»

قاتل چه کسی است؟

با این معما‌ها و داستان‌های کوتاه کارآگاهی خودتان را بسنجید

جواب: سوفیا، اگر اتاق تاریک بوده نمی‌توانسته جسد آقای جیمز را ببیند مگر اینکه خودش او را کشته باشد.


غریبه آشنا


استن غریبه‌ای را دید که قبلا هرگز او را ندیده بود. استن فقط درباره او شنیده بود بدون اینکه هیچ اشاره‌ای به ظاهرش شده باشد. او مشهور نبود. با این وجود استن فورا او را شناخت.

چطور چنین چیزی ممکن است؟

با این معما‌ها و داستان‌های کوتاه کارآگاهی خودتان را بسنجید 

جواب: او برادر دوقلوی یکی از دوستان استن بوده است.

مطالب مرتبط
انتشار یافته: 24
در انتظار بررسی:1
Iran, Islamic Republic of
14:51 - 1397/05/14
من دومی و آخری رو نتونستم بگم
پاسخ ها
شمیم
Iran, Islamic Republic of
۱۹:۲۸ - ۱۳۹۷/۰۵/۱۴
توی بعضیاش می شد چندتا جواب داد بعد توی قتل آقای جیمز نگفته بود که لامپ نیست
آرش
Iran, Islamic Republic of
۱۹:۴۶ - ۱۳۹۷/۰۵/۱۴
منم همینطور
قاتل شب های تاریک ( همون خشم شب یا نیلوفر )
Iran, Islamic Republic of
۱۱:۱۷ - ۱۳۹۷/۰۵/۱۵
شمیم حق با تو هست ولی تو قتل آقای جیمز جان گفته بود اومدم داخل چراغ رو روشن کردم
شمیم
Iran, Islamic Republic of
۲۰:۱۱ - ۱۳۹۷/۰۵/۱۵
آها اره الان دقت کردم دیدم نوشته مرسی
France
14:58 - 1397/05/14
خیلی مسخره بودن
پاسخ ها
طه
France
۱۴:۱۴ - ۱۳۹۷/۱۰/۲۴
آره همش مسخره بودن
Iran, Islamic Republic of
15:48 - 1397/05/14
خیلی هم سوالات و هم جواباشون مسخره بودن....
پاسخ ها
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۲۰:۳۵ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۷
واقعا بعضی از جواباش رو نمیشد باور کرد
Iran, Islamic Republic of
16:11 - 1397/05/14
خوب بودن و قشنگ آقای فشنگ
پاسخ ها
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۲۱:۵۸ - ۱۳۹۸/۰۳/۲۵
بعد از اقا ی فالی تو رو کم داشتیم
Iran, Islamic Republic of
17:39 - 1397/05/14
دقت کردید دیگه shadow نیست؟؟؟
پاسخ ها
Shaqaw
Iran, Islamic Republic of
۱۸:۱۶ - ۱۳۹۷/۰۵/۱۵
/: shadow شدش shaqaw
Iran, Islamic Republic of
17:47 - 1397/05/14
فقط دم‌ تون هزار بار گرم که جواب هاش هم گذاشتید. ایول
پاسخ ها
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۱۹:۴۵ - ۱۳۹۷/۰۵/۱۴
اره اینطوری بهتره
Iran, Islamic Republic of
14:19 - 1397/05/15
ای ول به خودم که حتی یه دونشم نتونستم جواب بدم با این همه ادعام
Iran, Islamic Republic of
17:57 - 1397/05/15
عالی بود مرسی؛
فقط بخش چهره ها رو هم دوباره بذارید ؛جذابترین بخش سایتتون چهره هاست
Iran, Islamic Republic of
16:26 - 1397/06/11
توی یکی مونده به آخری که درمورد قتل بود ، دومی و سومی چراغ رو روشن کردند که یعنی شب بوده و یا در کل آفتاب غروب کرده بوده و اولی یعنی سوفیا هم که رفته بوده که مقتول رو بیدار کنه که عاقلانه به نظر می رسه چون آفتاب غروب کرده بوده و موقع خواب بوده ولی آخری داشته صبحانه درست می کرده :/ :/
اون وقت قاتل سوفیاست ؟؟؟
پاسخ ها
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۰۵:۱۰ - ۱۳۹۷/۰۶/۲۷
گفت اتاق پنجره نداشته
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج