پیشنهاد رقاصی در اینستاگرام به دختر جوان
۷۵۹۷۸۱
۲۵ مرداد ۱۳۹۷ - ۱۱:۲۵
۱۲۷۶۶ 
حدود شش ماه پیش، شخصی در اینستاگرام به من پیشنهاد دوستی داد.در ابتدا هیچ اعتنایی به پیام های او نمی کردم تا این که بعد از اصرار و درخواست های زیاد، راضی به برقراری ارتباط نوشتاری با او شدم و پس از مدتی رابطه ما به ارتباط های تصویری و تماس های پی در پی ختم شد.

روزنامه ایران: حدود شش ماه پیش، شخصی در اینستاگرام به من پیشنهاد دوستی داد.در ابتدا هیچ اعتنایی به پیام های او نمی کردم تا این که بعد از اصرار و درخواست های زیاد، راضی به برقراری ارتباط نوشتاری با او شدم و پس از مدتی رابطه ما به ارتباط های تصویری و تماس های پی در پی ختم شد.

دختر جوان در مرکز مشاوره پلیس گفت که کم کم به او وابسته شدم تا جایی که حتی نمی توانستم لحظه ای او را از یاد ببرم. تمام زندگی ام را تسخیر کرده بود و هیچ گاه فکر نمی کردم کسی بتواند این طور مرا شیفته خودکند.

او وعده داده بود که می تواند هر کاری برای خوشحال کردن من انجام دهد و من هم کم کم خودم را تغییر دادم و آن طور که او می خواست شدم. طرز پوشیدن لباس هایم و لحن صحبت کردنم نیز تغییر کرد تا جایی که خانواده ام و به ویژه مادرم متوجه این تغییرات شده بودند. تنها نصیحت مادرم این بود کاری نکن که نتوانیم از خجالت سرمان را جلوی مردم بلند کنیم.

خیلی متوجه حرف مادرم نمی شدم تا این که از همان فرد پیغامی دریافت کردم که گفت دوست دارد مرا از نزدیک ببیند. او معتقد بود دنیای مجازی خیلی محدود است و همه چیز در دنیای واقعی شکل می گیرد.

یک روز به بهانه خرید از خانه خارج شدم و به سمت محل ملاقات رفتم. آن جا سهراب را دیدم که روی نیمکتی منتظر نشسته است.

اصلا فکر نمی کردم بتوانم روزی با شخصی قرار بگذارم و او برای دیدنم منتظر بماند. احساس شرم و از طرفی شادی تمام وجودم را گرفته بود.

دو ساعت تمام با هم گرم گفت و گو بودیم تا جایی که صدای اذان مرا متوجه گذشت زمان کرد و یادم افتاد به مادرم گفته بودم زود برمی گردم بنابراین به هر بهانه ای که بود از او خداحافظی کردم و به خانه برگشتم. یک هفته بعد دوباره با هم قرار گذاشتیم و مطمئن شده بودم او مرد رویاهایم است.

او مرا به سمت خود فرا می خواند، همواره مرا تحسین می کرد و احساس می کردم توانایی انجام هر کاری را دارم، او هیچ گاه مرا به خاطر رفتارهای بچه گانه ام تحقیر نمی کرد. دلم می خواست کاری کنم خوشحال شود و بفهمد من هم او را دوست دارم.

یک روز از من پرسید که دوست دارم درآمدی برای خودم داشته باشم و من هم متعجب از حرف او گفتم مگر کسی هست که پول را دوست نداشته باشد. او به من پیشنهاد داد می توانم با گرفتن فیلم های چند دقیقه ای از خودم و به اشتراک گذاشتن آن ها در اینستاگرام ماهانه مبلغ زیادی دریافت کنم و معروف بشوم.

پیشنهاد او را قبول کردم و قرار گذاشتیم در تاریخ مشخصی برای گرفتن فیلم به خارج از شهر برویم. هم کنجکاو بودم و هم دلهره داشتم.

چند روز قبل از این که با هم تماس بگیریم تا زمان و مکان دقیق فیلم برداری را مشخص کنیم، یک برنامه تلویزیونی که با دختری هم سن و سال خودم مصاحبه کرده بود، توجه مرا به خود جلب کرد که می گفت تمام عکس هایم در فضای مجازی پخش شده و آبروی من و خانواده ام رفته است.

با دیدن این برنامه ناگهان دلم لرزید که نکند من هم طعمه شده باشم، در نتیجه از آن روز دیگر به تماس های سهراب پاسخ نمی دهم. اکنون که به این جا آمده ام، احساس می کنم از ابتدای آشنایی ام با سهراب، من تنها کسی هستم که ضربه خورده ام.

او احساسات مرا به بازی گرفته است و دیگر هیچ وقت نمی توانم به کسی اعتماد کنم و او را همراه خود بدانم. خانواده ام اصلا در جریان این ماجرا نیستند و من هم هیچ گاه نتوانستم آن ها را محرم اسرار خود بدانم. دلم می خواهد کسی باشد تا بتوانم از احساسم به او بگویم و اعتماد به نفس سابقم را به دست بیاورم.

برچسب ها:
مطالب مرتبط
انتشار یافته: 29
در انتظار بررسی:0
Iran, Islamic Republic of
11:36 - 1397/05/25
مخالفان فیلتر شبکه های ترویج فساد حالا بیایند بگویند که این شبکه ها خوب است و فیلتر نمیخواهد...
انشائالله همه به راه راست هدایت شوند
پاسخ ها
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۱۴:۳۰ - ۱۳۹۷/۰۵/۲۵
اگه اینطور با چاقو میوه پوست نکن چون دستتو میبری یا برق خونتو قطع کن تا برق نگیردت تا کی میخاید اکسیژن این کره زمینو حروم کنید
کدخدا دیرزمانیست که دیوانه شده است
Iran, Islamic Republic of
۱۶:۱۶ - ۱۳۹۷/۰۵/۲۵
احوال طالبان
محسن
Iran, Islamic Republic of
۱۷:۲۰ - ۱۳۹۷/۰۵/۲۵
افرین.
دروغگو
Iran, Islamic Republic of
۱۸:۱۰ - ۱۳۹۷/۰۵/۲۵
آخه دخترو چی به قرار و مرار پنهونی، اینکه تقصیر تلگرام و اینها نیه، دخترو باید حرف نه نه هش را گوش کنه، نه ایکه بره با یارو راند و موندی داشته باشه حالا چه سهراب چه مهراب چه میلاد یا افراد دیگه، من به هیچ وجه نمبیخوام توهینی به کسی نبکنم اما دخترو مثل شیشه صاف نازک است با کوچکترین سنگ ریزه می شکند، والا بلا بخدا حیف است صد حیف که دخترو یکی دیگر را از نه نه و پدرش همراز تر بدونه، درسته که موهای پدرو سفید شده دستش میلرزه یا مادرو به هر جهنم دره ای سر میزنه تا آبروداری کنه، یک دختر هم خودش باید فکر کنه، اونی که در خیابان یا فضای مجازی میاد اعتماد و اعتباری نداره یه دختر باید این مطلب را درک کنه تا آسیب نبیند، بارها گفتم حتی به من که از دل و جان همه دخترها را دوست میدارم اعتماد نکنید، یعنی دور خودتان به خط قرمز واقعی داشته باشید و هرگز از آن عبور نکنید،
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۱۸:۳۱ - ۱۳۹۷/۰۵/۲۵
عقب مونده
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۱۸:۳۲ - ۱۳۹۷/۰۵/۲۵
به طرز وحشتناکی از تو متنفرم
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۱۸:۳۲ - ۱۳۹۷/۰۵/۲۵
شما اگه نگی نمیگن لالی
Iran, Islamic Republic of
11:42 - 1397/05/25
خدا لعنت کند شیادانی که برای دختر و پسرای معصوم ما نقشه میچینند ان شاالله سر خونواده خودشون بیاد تف به این بی غیرتها
پاسخ ها
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۱۴:۱۰ - ۱۳۹۷/۰۵/۲۵
حالا خوبه دختره زود متوجه شد.
باران
Iran, Islamic Republic of
۱۶:۴۲ - ۱۳۹۷/۰۵/۲۵
الهی امین
Iran, Islamic Republic of
11:50 - 1397/05/25
خوبه شانس آورد وعاقل بود
Iran, Islamic Republic of
12:40 - 1397/05/25
احسنت که کار بزرگی کردی!! بارک الله...
Iran, Islamic Republic of
12:51 - 1397/05/25
باز هم خوبه زود فهمیده
Iran, Islamic Republic of
13:03 - 1397/05/25
باید اعتراف کنم من هم متحول شدم
Iran, Islamic Republic of
13:12 - 1397/05/25
داستان خوبی بود.مرسی نویسنده :)
Iran, Islamic Republic of
13:43 - 1397/05/25
خب که چی داستان نوشتی واسه ما دادا؟؟؟؟؟
خودتو به ناشر نشون بده
Iran, Islamic Republic of
14:18 - 1397/05/25
داستان تخیلی جالبی بودبرترینها به سفارش کی ساختی؟؟؟؟
پاسخ ها
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۱۷:۴۴ - ۱۳۹۷/۰۵/۲۵
فکر کنم فیلم نامه سریال بعدی تلویزیون بود اشتباهی چاپش کردن خخخخ
Iran, Islamic Republic of
14:25 - 1397/05/25
این داستان از اساس مشکل داره یا ایشون داره دروغ میگه یا مشکل عقلی داره ، چرا از دیدگاه روانشناسی وقتی به کسی اونقدر وابسته می شویی که لحنت تغییر می کند یعنی دچار وابستگی شدید شده ای و رفتار های بعدی توجیه پذیر نیست در قدم بعدی وقتی شما با دیدن برنامه تلویزیونی دچار اظطراب می شویی و تمام دلدادگی هایت را به یکباره فراموش می کنی تنها در صورتی امکان دارد که فوبیا شدید از آبرو ریزی داری و این منطقی نیست وقتی قضیه تمام شده بروی کلانتری و دوباره بازش کنی !
پاسخ ها
بدون نام
France
۱۷:۲۹ - ۱۳۹۷/۰۵/۲۵
شایدبهش تعرض شده حالابی آبروشده.....
United Arab Emirates
15:50 - 1397/05/25
اون طرف کارای دیگه کرده ک نگفتن
Iran, Islamic Republic of
17:43 - 1397/05/25
یعنی باور کنیم واقعی بود ؟
والا هر کاری کردم به دلم نچسبید خخخخخ

باشه خداروشکر تلویزیون به یه دردی خورد
پاسخ ها
متین
France
۰۷:۲۴ - ۱۳۹۷/۰۵/۲۶
صدا وسیمای ماتشکر.تشکر.بازهم ازاین کارها ی آموزنده بکنید.
Iran, Islamic Republic of
07:52 - 1397/05/26
قشنگ معلومه داستان تخیلی ساختن تا بگن دستگیری مائده و پخش فیلمش به سود مردم بود، خاک تو سرتون که همه زندگیتون دروغه ، راست میگین از متحول شدن رانت خوارا هم یه چیزی بگین
Iran, Islamic Republic of
10:12 - 1397/05/26
بازم خیلی خوبه که زود فهمیده .
Iran, Islamic Republic of
14:16 - 1397/05/26
جالبه انحراف مسیر و ربط دادن به شبکه های اجتماعی .اگر تلگرام و شبکه نبود با تلگراف دختر سر مادرشو شیره میمالید و شماها ما متوجه نمیشدیم .تورو خدا بیخیال شبکه و این حرف بشید وقتی امد باید فرهنگ سازی میکردند ولی باز از دخترو پسری که به دنبال هوس هستند راهای دیگه مثل همان دیدار خانگی و دوستی خیابانی بود .بوی فساد به مشام شیخ ها هم رسیده و انقدر سکوت میکنند که مثل ویدئو دهه هفتاد امد و نابود کرد و رفت و مدل بعدی .....باز سکوت کردن و این سکوت حالا حالا ادامه اره .
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج