جلیل شهناز؛ شهنواز بی‌بدیل تار ایران
۸۶۶۶۶۴
۰۱ خرداد ۱۳۹۸ - ۱۷:۳۸
۸۴۹۱ 
یکم خرداد سالروز تولد جلیل شهناز برجسته ترین نوازنده تار در تاریخ موسیقی ایران است. او را می توان آغازگر سبکی جدید در تارنوازی نامید که در موسیقی ایرانی، تار مکتب اصفهان را به اوج شکوفایی خود رساند که بعید است مانند وی در موسیقی معاصر تکرار شود.

خبرگزاری ایرنا: یکم خرداد سالروز تولد جلیل شهناز برجسته ترین نوازنده تار در تاریخ موسیقی ایران است. او را می توان آغازگر سبکی جدید در تارنوازی نامید که در موسیقی ایرانی، تار مکتب اصفهان را به اوج شکوفایی خود رساند که بعید است مانند وی در موسیقی معاصر تکرار شود.

شاید کمتر فردی را بتوان یافت که به هنر موسیقی علاقه مند باشد و نام «جلیل شهناز» و آواهای ماندگار و دلنشین او را نشنیده باشد. وی در یکم خرداد 1300 خورشیدی در اصفهان دیده به جهان گشود.

شهناز در خانواده ای هنری و نزد پدرش «شعبان خان» مقدمات ابتدایی موسیقی را فراگرفت و در رشته‌های مختلف هنر از جمله تار، سه‌تار، سنتور و کمانچه به مقام استادی رسید. وی در نیمه دهه 30 خورشیدی به دعوت سازمان رادیو به تهران آمد و در برنامه‌های گوناگونی مانند برنامه گلها و ارکستر حسین یاحقی به عنوان تکنواز و همنواز به فعالیت پرداخت.

دهه 60 خورشیدی زمان همراهی شهناز با بزرگانی همچون فرامرز پایور، علی اصغر بهاری ، محمد اسماعیلی و سید محمد موسوی بود. وی با این گروه، مسافرت‌های متعددی به کشورهای اروپایی، آسیایی و آمریکا داشت. آلبوم کنسرت استادان موسیقی ایران با آواز شهرام ناظری یکی از دستاوردهای این همکاری است.

جلیل شهناز؛ شهنواز بی‌بدیل تار ایران

جلیل شهناز به پاس یک عمر فعالیت هنری و تاثیرگذاری مستمر در عرصه موسیقی در 1383 خورشیدی به عنوان چهره ماندگار هنر و موسیقی برگزیده شد. همچنین در 27 تیر همان سال، مدرک درجه یک هنری (معادل دکترا) برای تجلیل از یک عمر فعالیت هنری به وی اهدا شد.

محمدرضا شجریان در 1387خورشیدی نام گروه خود را به افتخار جلیل شهناز، گروه شهناز گذاشت و درباره جلیل شهناز گفت: «ساز شهناز در من زندگی می‌کند و من با ساز شهناز زندگی می‌کنم. من تنها خواننده‌ای هستم که خودم را شاگرد جلیل شهناز می‌دانم. ساز این نوازنده بی بدیل، یک ساز آوازی است؛ برخلاف دیگر نوازنده‌ها که 80 درصد سازی می‌زنند و فقط 20 درصد آوازی. جلیل شهناز به بیان واقعی در نوازندگی تار رسیده‌است؛ چرا که در گیرودار ردیف و تقلید از دیگران نماند و مانند آبشاری خروشان در جریان است.

از نظر زمانی می توان دوران هنری و تارنوازی شهناز را به طور عمده به سه بخش مجزا تقسیم کرد: بخش نخست زمانی است که در جوانی و در اصفهان خلاقیت و استعداد خود را شهره همگان کرده بود. برنامه های متعدد به همراه استاد حسن کسایی و با آواز خوانندگان مشهور آن زمان مثل تاج اصفهانی، ادیب، طاهرپور در رادیو اصفهان و اجراهای خصوصی فراوان با این اساتید خود دلیلی بر این مدعا است. روش نوازندگی شهناز در این زمان متاثر از الگوی متداول تارنوازی در آن عصر بوده که البته ایشان این الگو را اندکی با ملاحت اصفهان ادغام کرده بودند.

بخش دوم زندگی هنری جلیل شهناز را می توان با ورود او به تهران عنوان کرد. این زمان مصادف بود با پخش برنامه های تخصصی موسیقی از رادیو و تلویزیون که جلیل شهناز از تکنوازان بی بدیل این دوران بود. امکانات ضبط و استودیوهای تازه به خدمت گرفته رادیو و تلویزیون این فرصت را به ایشان داد تا بتوانند با پنجه و مضراب سحر آمیز خویش دل هر شنونده و بیننده ای را بدست آورد.

ضبط برنامه های فراوان و نیز کنسرت های مختلف با نوازندگان و خوانندگان معروف آن عصر در تهران حاصل این دوران است. تنوع مضراب در آواز و چهارمضراب، کوک های بدیع ملودی و استفاده از هزاران هزار نکته و ظرایف تکنیکی در تار که تنها از دست جادویی جلیل شهناز ساخته است از خصوصیات بارز این دوران می باشد. بدون شک همین بخش از زندگی وی باعث جاودانگی و کمال هنری قله تار ایران شد.

آخرین دوره تک نوازی شهناز مصادف بود با توقف برنامه های موسیقی رادیو و تلویزیون که پراکندگی اساتید موسیقی را در بر داشت. اجرای کنسرت با مشکلات فراوان روبرو شده بود و به سبب شرایط اجتماعی حاکم موسیقی که محدود به آهنگ های انقلابی و میهنی شده بود؛ و این وضع با روحیه تغزلی جلیل شهناز همگونی نداشت.

با این وجود نمونه هایی که در این دوران به خصوص در اواخر دهه 60 و اوایل دهه 70 خورشیدی از او سراغ داریم نشان از اوج کمال و پختگی این شاهناز هنر جلیل موسیقی است.

بررسی سبک موسیقیایی جلیل شهناز حکایت از سادگی و ایجاز جملات و نیز روان بودن تحریرها و آواز دارد اما با بررسی دقیق و همه جانبه در فن نوازندگی او، سادگی و روانی شکل دیگری برخود می گیرد. به عبارت دیگر نغمه های در عین سهولت ظاهری از لحاظ تکنیکی بسیار مشکل و حتی گاهی غیر ممکن است و این مصداق بارز امری سهل و ممتنع است.

از این رو آمیختگی غیر محسوس مفاهیمی چون سهولت و دشواری، ایجاز و پختگی، لطافت و صلابت در تار شهناز، باعث شده عده ای ساده انگارانه از کنار عظمت هنر این شهسوار تار عبور کنند و با بکار بردن اصطلاح هایی همچون شیرین نوازی، موسیقی عامیانه گلستان شهناز را در حد گلبنی پنج شش روزه تنزل دهند اما عقلا و موسیقی شناسان اصیل این سادگی را ناشی از فهم بالای شهناز دانسته که به قصد ارتباط با عموم مردم آن را به ساده ترین شکل ممکن عرضه کرده است.

شهنازتکنوازی و دونوازی بهمراه تنبک در داخل و خارج از کشور، ضبط کاست های مختلف چه به صورت تکنوازی یا جواب آواز، کنسرت به همراه گروه استادان (گروهی که تمام اعضای آن به معنای واقعی استاد بودند) به سرپرستی فرامرز پایور بخشی از زندگی باشکوه هنری استاد شهناز را در این دوران تشکیل می دهد.

شهناز با تعداد زیادی از نوازندگان و خوانندگان ایرانی از جمله «فرامرز پایور، حبیب‌الله بدیعی، پرویز یاحقی، همایون خرم، علی تجویدی، حسن کسایی،تاج اصفهانی، ادیب خوانساری، اکبر گلپایگانی، حسین خواجه امیری، محمد رضا شجریان، شهرام ناظری، حسن زیرک، علی‌اصغر شاه‌زیدی، طباطبایی و محمد اصفهانی» فعالیت و همکاری داشته است.

آلبوم‌های آواز و تصنیف‌های ایرانی «نوبهار، ره آورد، راز، آواز شهناز، باغ نوا، بیات ترک، چهارمضراب، صد سال تار، مهر، دفتر تار، افتخار آفاق، عشق و زندگی، نوید بهاری، شور و زندگی، تار سولو، تار و ترمه، یاران زنده رود، شهناز شهنواز» و چند اثر دیگر از جمله آثار جلیل شهناز است.

بسیاری از نت‌های شهناز در کتاب‌های آموزشی نوازندگی به عنوان آثاری برای تمرین درج شده است به گونه‌ای که نمی‌توان کتابی در آموزش سازهایی چون سنتور، کمانچه، تار و سه‌تار، قانون و... را یافت که چند اثر از شهناز در آن وجود نداشته باشد.

سرانجام پس از یک عمر زندگی پر ثمر و پرورش شمار زیادی از بزرگان موسیقی ایران،آخرین بازمانده از نسل غول های موسیقی ایران پس از یک دوره بیماری و به دلیل کهولت سن در27 خرداد 1392 خورشیدی در بیمارستان آراد تهران درگذشت.

محمدرضا شجریان شاگرد شهناز پس از فوت استادش این گونه از وی سخن گفت: «استاد جلیل شهناز در من شور و عشق آفرید و من با صدای تار شهناز بدین جا رسیدم و کلمه «استاد» فقط لایق شهناز و استاد جلیل شهناز را بسان حافظ که تکرار ناشدنی‌ست و با احترام به تمام نوازندگان تار پس از استاد شهناز باید دفتر تار ایران بسته شود.»

پژوهشگر گروه اطلاع رسانی ایرنا به مناسبت سالروز تولد جلیل شهناز با «داریوش پیرنیاکان» از نوازندگان تار و سه تار و همچنین از استادان دانشگاه به گفت وگو پرداخته است.

پیرنیاکان که سابقه شاگردی جلیل شهناز را دارد در مورد همراهی خود با شهناز می گوید: «یک روز خدمت استاد رسیدم برای تمرین و درس آموزی. استاد سازش را به من داد و من با پیش درآمدی از خود استاد و آلبوم «بیات ترک» را شروع به نواختن کردم. اندکی بیشتر نگذشته بود که وی شروع به گریستن کرد و مانع از ادامه نواختنم شد. من که در آن زمان دوران جوانی و شاگردی خود را می گذراندم از این رفتار استاد خیلی جا خوردم و این رفتار استاد را دلیل بر ناتوانی خود انگاشتم که استاد به من این گونه گفت: از این رفتار من ناراحت نشوید، نوازندگی زیبای شما مرا به دوران جوانی و خاطرات خود برد و سبب شد خاطرات و احوالات زمان ساخت آن برایم تازه شود از این رو حال و هوایم تغییر کرد و مانع از ادامه کار شما شدم»

پیرنیاکان در ادامه به بیان یکی دیگر از خاطرات خود با استاد شهناز پرداخت و عنوان داشت: «خاطرم هست که نزد استاد بودم و ایشان در حالی که به مخده تکیه داده بود از من پرسید که امروز چه روزی است و من با تعجب گفتم:24 ام ماه است. استاد دوباره پرسید: در چه ماهی هستیم و من عرض کردم: اسفند ماه. دوباره استاد گفت ماه بعد چه ماهی است و من دوباره با تعجب گفتم ماه آینده فروردین و عید نوروز است و بنده دوباره برای عرض ادب و احترام به خدمتتان خواهم آمد. ایشان آن زمان گفت بعید است این 2 ماه بیاید و من عید امسال را ببینم.

مدتی گذشت و من خواب استاد را دیدم که کیسه ای پر از مضراب به من داد. مضراب از اسباب مورد علاقه ما موسیقی دان ها است که خوش دستی و راحتی استفاده از آن، در نوازندگی خیلی تاثیر گذار است. من یکی یکی مضراب ها را با خوشحالی درآوردم و بررسی کردم تا به مضراب استاد رسیدم.

قدیم تر ها در مراسم و کلاس های خصوصی مضراب استاد را دیده بودم و میشناختم از این رو با دیدن این مضراب دوباره به استاد گفتم که آیا این مضراب هم برای من است و استاد تایید کرد. در همین حال بود که مضراب در دستانم شکست و با صدای تلفن از خواب پریدم و....» این خاطره اشاره به خبر فوت استاد شهناز دارد که به دلیل ارتباط روحی و روانی جلیل شهناز با داریوش پیرنیاکان، این گونه از آن با خبر شد.

برچسب ها:
انتشار یافته: 8
در انتظار بررسی:0
Iran, Islamic Republic of
18:24 - 1398/03/01
خداون استاد شهناز را رحمت کند
درود خدا بر بزرگان موسیقی سنتی ایران
پاسخ ها
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۱۲:۵۰ - ۱۳۹۸/۰۳/۰۵
اونایی که اسم خیابون میزارین اگه راست میگید و خورده شیشه ندارید و دنبال اسامی ضد انقلاب نستید اسم شهناز و بزارید
Iran, Islamic Republic of
20:04 - 1398/03/01
روحش شاد به راستی که استاد بی بدیل موسیقی بودند این مرد بزرگ.چه خوب گفته شاعر آنگاه که زبان از سخن گفتن باز ماند موسیقی آغاز میشود.
United States
01:18 - 1398/03/02
خیلی ببخشید ولی خاطره ی دوم که از اقای پیر نیاکان نقل فرمودید در باره استاد علی اکبر خان شهنازی است و ارتباطی به استاد جلیل شهناز ندارد ،و ایشان شاگرد علی اکبر خان شهنازی بودند
Iran, Islamic Republic of
02:12 - 1398/03/02
حالم این روزا حال خوبی نیست مثل احوال تار بی شهناز
خدارحمتش کنه این اسطوره رو باید از هنر ایشون استفاده میشد برای پرورش هزاران تار نواز
Iran, Islamic Republic of
08:59 - 1398/03/02
یادش گرامی روانش شاد
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج