حرف‌های قاتل: پدرم گفت مشروب نخور، مواد زدم!
۸۸۰۴۰۰
۱۰ تير ۱۳۹۸ - ۱۲:۲۳
۱۳۱۵۷ 
سوم تیر جوان 28 ساله ای در مشهد به پشتیبانی از برادر 12 ساله اش وارد ماجرای یک نزاع در محله خودشان شد اما در این نزاع چاقوی ضامن دارش را مرد 48 ساله ای برداشت که معتقد بود باید این چاقو را تحویل پلیس 110 بدهد. در این هنگام جوان خشمگین به خانه بازگشت و درحالی که به اتفاق دوستانش سوار بر یک دستگاه پژو 206 سفید رنگ بود و اسلحه وینچستر را نیز در دست می فشرد به محل نزاع رفت.

روزنامه خراسان نوشت: سوم تیر جوان 28 ساله ای در مشهد به پشتیبانی از برادر 12 ساله اش وارد ماجرای یک نزاع در محله خودشان شد اما در این نزاع چاقوی ضامن دارش را مرد 48 ساله ای برداشت که معتقد بود باید این چاقو را تحویل پلیس 110 بدهد. در این هنگام جوان خشمگین به خانه بازگشت و درحالی که به اتفاق دوستانش سوار بر یک دستگاه پژو 206 سفید رنگ بود و اسلحه وینچستر را نیز در دست می فشرد به محل نزاع رفت.

او این بار به محض این که از خودرو پیاده شد لوله اسلحه را به سمت مردی می گرفت که هنوز در کنار درحیاط منزلش به انتظار پلیس ایستاده بود.جوان مذکور گلوله خشم را شلیک کرد و از محلگریخت. در پی اعلام این خبر به قاضی ویژه قتل عمد، بلافاصله قاضی کاظم میرزایی عازم محل وقوع جنایت شد و دستورات محرمانه ای را برای ردزنی متهم فراری صادر کرد اما این جوان که عرصه را بر خود تنگ می دید چند ساعت بعد خود را به کارآگاهان معرفی و در نهایت به ارتکاب قتل مسلحانه اعتراف کرد.

آن چه می خوانید حاصل گفت وگو با عامل این جنایت مسلحانه است.

چند سال داری؟

متولد 1369 هستم.

دیپلم داری؟

نه! تا مقطع راهنمایی درس خواندم .

برادری که به خاطر او دست به قتل زدی چند ساله است؟

او در کلاس ششم ابتدایی تحصیل می کند و کوچک ترین عضو خانواده است.

چند خواهر و برادر داری؟

پنج برادر دارم و یک خواهر که کوچک تر از من است.

شغل پدرت چیست؟

او سنگ کار ساختمان است و یکی از برادرهایم نیز با او کار می کند.

چرا ترک تحصیل کردی؟

درس به دردم نمی‌خورد، می خواستم پول دربیاورم!

چطوری؟

بعد از ترک تحصیل دنبال شغل آرایشگری رفتم و شاگرد آرایشگاه شدم، پسرعمویم آرایشگر بود من هم نزد او رفتم تا کار یاد بگیرم.

سربازی هم رفته ای ؟

نه! خدمتم را تمام نکردم، حدود دو ماه بود که به سربازی اعزام شدم ولی بعد فرار کردم!

چرا؟

فقط به خاطر یک دختر که روزگارم را سیاه کرد!

بیشتر توضیح می دهی؟

هنوز به 18 سالگی نرسیده بودم که روزی عاشق یک دختر شدم او در همان نزدیکی محل سکونتم زندگی می کرد که من با یک نگاه به او دل باختم تا این که شماره تلفنم را دادم و این گونه با هم ارتباط داشتیم. وقتی به خدمت سربازی رفتم و دوران آموزشی را در تهران می گذراندم به منزلمان زنگ زدم. آن روز از طریق خانواده ام فهمیدم که آن دختر با یکی دیگر از دوستانم ارتباط برقرار کرده و قصد ازدواج دارد! شنیدن این جمله داغانم کرد! نمی توانستم تحمل کنم به همین خاطر از خدمت سربازی فرار کردم و به مشهد آمدم اما آن دختر ازدواج کرده بود و این گونه روزگارم را سیاه کرد.

سیگار هم می کشی؟

بله!

اولین بار چند ساله بودی که لب به سیگار زدی؟

نوجوان بودم، خاطرم نیست چند سال داشتم فقط می دانم مدت ها قبل از خدمت سربازی بود! با دوستان هم سن و سال خودم، سر چهارراه می ایستادیم و سیگار دود می‌کردیم!

بعد از آن معتاد شدی؟

بله! آرام آرام با همین دوستانم به سوی مصرف تریاک و شیره کشیده شدم! یکی از دوستانم وقتی مادرش سرکار می‌رفت، مرا به خانه خودشان دعوت می کرد و با هم تریاک می کشیدیم! او فرزند طلاق بود و مادرش برای تامین هزینه های زندگی در بیرون از منزل کار می کرد.

یعنی از همان روزها شروع به کشیدن شیره و تریاک کردی؟

نه! ابتدا با دوستانم «حشیش» می کشیدیم! چون راحت تر بود! آن‌ها «سیگاری» بار می زدند ! من هم می کشیدم.
سعی نکردی ترک کنی؟ چرا! وقتی فهمیدم معتاد شده ام به یک مرکز ترک اعتیاد رفتم و ثبت نام کردم تا «متادون» (داروی ترک اعتیاد) به من بدهند! اما نه تنها ترک نکردم بلکه مصرفم نیز بیشتر شد. چون ناراحتی روحی داشتم و اعصابم خراب بود!

سابقه زندان هم داری؟

بله!

چند بار؟

سه بار – یک بار به خاطر مواد مخدر، یک بار به خاطر چاقوکشی و یک بار هم به جرم مشارکت در سرقت!

اولین بار چگونه دستگیر شدی؟

در یک نزاع بود یکی از بچه ها را با چاقو مجروح کردم اما خوشبختانه چاقو به شانه اش خورد! آن زمان 18 ساله بودم که به مدت سه ماه و یک روز روانه زندان شدم و دیه او را نیز پرداخت کردم! بعد از آن هم ماموران انتظامی مقداری مواد مخدر در جیبم پیدا کردند که این بار هم جریمه 300 هزار تومانی دادگاه را پرداخت کردم و آزاد شدم!

آخرین بار چه مدت زندان بودی؟

آخرین بار در سال 92 به اتهام سرقت دستگیر شدم! یکی از دوستانم پیکانی را دزدیده بود و به انتهای طبرسی 92 آورد تا کپسول گاز آن را باز کند! من هم کنار او ایستاده بودم که توسط ماموران دستگیر شدم و این بار 9 ماه در زندان بودم.

الان متاهلی؟

بله!نامزد دارم!

با بستگانت ازدواج کردی؟

نه! سال 92 بعد از آن که از زندان آزاد شدم روزی در بولوار طبرسی ایستاده بودم که دختری توجهم را جلب کرد. او با دختر خاله اش در حال عبور بودند که بعد به خواستگاری اش رفتم و از آن زمان تاکنون هنوز دوران عقد را می گذرانیم!
الان به چه شغلی مشغولی؟ از حدود سه سال قبل دیگر آرایشگری را رها کردم چون درآمد زیادی نداشت و از آن زمان بیکارم!

همسرت ناراحت نبود؟

چرا مدام مرا سرزنش می کرد که سرکار بروم! به او می گفتم سرگذر برای کارگری می روم اما با دوستانم برای مصرف مواد بیرون می رفتم و در خانه آن ها بساطمان را پهن می کردیم.

پدر و مادرت هم از ماجرای اعتیادت اطلاع داشتند؟

بله! ولی به رویم نمی آوردند زمانی که خواب بودند من در اتاق مواد مصرف می کردم.

چرا چنین اجازه ای می دادند؟

پدرم می گفت: دنبال دعوا و مشروب خواری نرو! من هم تریاک و شیره می کشیدم!

به خاطر دعوای دو کودک آدم کشتی؟

نه! اول برای این که بدانم چه کسی برادرم را زده است به کوچه رفتم ولی وقتی چاقو را از روی کله چراغ موتورم برداشتم و دعوا کردم، چاقو روی زمین افتاد آن مرد (مقتول) چاقو را برداشت و پس نداد! دوباره به خاطر گرفتن چاقویم رفتم که این حادثه رخ داد.

یعنی یک چاقو ارزش قتل داشت؟

آن چاقو یادگاری یکی از دوستانم بود که چند روز قبل با شلیک نیروهای بسیجی در مشهد کشته شد! و من دوست نداشتم چاقوی یادگاری را از دست بدهم!

چیزی مصرف کرده بودی؟

قبل از نزاع متادون خورده بودم!

اسلحه را از کجا آوردی؟

آن را حدود یک سال و نیم قبل زمانی که برای تهیه مواد مخدر به منطقه قلعه ساختمان (شهرک شهید رجایی) رفته بودم از یک معتاد خریدم!

چند؟

یک میلیون و 400 هزار تومان!

یعنی این مبلغ را برای خرید یک اسلحه دادی؟

می دانستم دزدی است ولی آن مرد معتاد به کمتر از این راضی نشد!

برچسب ها:
انتشار یافته: 22
در انتظار بررسی:0
Iran, Islamic Republic of
12:37 - 1398/04/10
هيچكس در اين داستان به پدر سنگ كار ساختمان كه فرت و فرت بچه اورده و ول كرده در جامعه كاري نداره ! كه مشخصا باقي بچه هاش هم دزد و جنايتكاري ميشن مثل اين ! ازونطرف هم كسي كاري نداره كه اين قاتل بارها به جرم دزدي و چاقو كشي با حبس هاي اندك گرفته شده و ول شده دوباره تو جانعه
پاسخ ها
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۱۹:۰۴ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۰
بی رودربایستی بگم که حالا تمام حرفها نه ولی اکثر اونها دروغ است، فقط میشود گفت که این شلیک را از ماتحت خود به سمت چانه شلیک نموده ای و بس، یا از آنه تا چانه ات را بهم دوختی، تمام،
پرستش
Iran, Islamic Republic of
۱۳:۲۱ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۱
کاربر 19/4چی گفتی واقعا خودت فهمیدی چی گفتی والا من که چند بار خوندم چیزی نفهمیدم
آدولف هیتلر ( وطن پرست )
Iran, Islamic Republic of
۱۵:۰۱ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۱
فحاشی کرد به زبون فرهنگی
Iran, Islamic Republic of
13:15 - 1398/04/10
مثل سگ باید دارش بزنن بره پی کارش لجنو ...
Iran, Islamic Republic of
14:07 - 1398/04/10
این داغان دروغ گفته حتی اسلحه مال پدر..هست مصاحبه وتناقضات در صحبتهای قاتل خود مروج خشونت هست من جریانش را نوشتم ای کاش خبرنگار راجب باباش بیشتر مینوشت فاصله سنی تو با برادرت بیست سال هست وسن برادرش ده سال کمتره! باباش بجای تولید این همه بچه ... سه تابچه درست میکرد که بتونه تربیت کنه نه ادم کش تحویل جامعه بده! مقتول در حال تماس بوده این نگفته اون یکی برادرش نوجوان بوده وچاقو میکشه ومقتول ازدستش میگره.شاخ موتور!چرت میگه سلاحشم بهترین وینچسترهست
پاسخ ها
سانی
Iran, Islamic Republic of
۱۶:۲۸ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۰
من با شما موافقم. این هرچی زودتر اعدام بشه بهتره چون اگرهم آزاد بشه هیچ منفعتی واسه خودشو جامعه نداره وباعث میشه جامعه آمار زندان و خلافکاری وطلاق وایناش بیشتر بشه.
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۲۳:۰۰ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۱
شما که زود حکم اعدام میدین از شرایط زندگی آدم ها خبر دارین. به نظرم این آدما از بچگی تحت ظلم خونواده و اطرافیان هستند و اجازه و امکانات رشد عقلی رو پیدا نمی کنن و در آخر قربانی میشن
Iran, Islamic Republic of
14:32 - 1398/04/10
خیلی جالبه طرف دعواکرده رفته خانه اسلحه آورده ولی هنوزازنیروی انتطامی 110خبری نشده....حتمآبایدیک نفرکشته بشه بعدنیروی افتظاهی واردبشه....بارهاشاهداین ماجرادرشهرمان بودیم که بعدازنیم ساعت 110واردعمل شده
پاسخ ها
فرهاد
Iran, Islamic Republic of
۱۷:۴۱ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۰
کاربر 14.32 بانظر شما موافقم اگه پلیس به موقع میرسید ینفر دسته نمیشد
Iran, Islamic Republic of
14:53 - 1398/04/10
بعضی پسرها عشق لات بودن دارند درحالی که بزرگی به شخصیت بزرگ داشتنه من مشکل این پسر رو فقط از مسئولین میدونم که یه عمر جوانان رو عقب نگه داشتند
پاسخ ها
بدون نام
Iran, Islamic Republic of
۱۶:۱۸ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۰
خدا شفات بده باباش گفته مشروب نخور مواد زده به مسئول چه ربطی داره
آدولف هیتلر ( وطن پرست )
Iran, Islamic Republic of
۲۲:۱۵ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۰
سواد که نباشه جامعه که عقب افتاده باشه میشه همین
آدولف هیتلر ( وطن پرست )
Iran, Islamic Republic of
۲۲:۱۵ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۰
سواد که نباشه جامعه که عقب افتاده باشه میشه همین
Iran, Islamic Republic of
14:53 - 1398/04/10
بدون نام عزیزاصلابانظرت موافقم نیستم توهمسایگیه مایه پسرشرورهست ولی پدرومادرش خیلی خوبن خانواده شهیدن ولی دوست ناباب خیلی بده پدرومادرچطورکنترل کنن وقتی یه بچه بدمیفته اون پدرزحمت میکشه کی دوست داره بچش بدباشه
Iran, Islamic Republic of
15:18 - 1398/04/10
یکی نیست به این مرتیکه عمله بگه تو که استطاعت مالی وتربیت فرزند را نمیدانستی چرا انقدر بچه آوردی حتما یکی که اومده پسر بوده هی گفتین ماشاالله دیگه نگفتی این بچه باید خوب بزرگ بشه تربیت لازم داره اول باید این مردها را دار زد بعد هم این لات عرازل واوباش را فرستاد بالای دار
پاسخ ها
فرهاد
Iran, Islamic Republic of
۱۷:۳۷ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۰
واسه ی هر کی بد شدواسه نامزدش خوب شدی عمر خودشو بدبخت نکنه من نمیدونم دخترا چراقبول میکنن آخه این چی داره ی عمر مجرد بمونن بهنر تا با همچین مردی ازدواج کنن
پرستش
Iran, Islamic Republic of
۱۳:۲۶ - ۱۳۹۸/۰۴/۱۱
اقا فرهاد خوب گفتی بهترین فرصت برا نامزدش است که خودشو خلاص کنه .ببین 6ساله نامزد هستن اینا شوهر نداشتن به طور کل بهتر از یه شوهرمثل این پسره که نمیتونه خرج خودشو دربیاره که فردا بیاد خرج یه زندگی را بده خدابا دختره یار بوده که این بیفته زندان و دختره هم خلاص شه
Iran, Islamic Republic of
15:31 - 1398/04/11
چی بگم خدا خودش کمک کنه،ولی خون بی گناه ریختن همین دنیا تاوان داره
Iran, Islamic Republic of
10:24 - 1398/04/12
دوستانم بود که چند روز قبل با شلیک نیروهای بسیجی در مشهد کشته شد
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج