شاعران بزرگ فارسی که زندگی لاکچری و زندگی فقیرانه داشتند
۹۲۷۹۷۰
۲۴ آبان ۱۳۹۸ - ۱۲:۴۷
۵۰۹۹ 
در طول تاریخ ادبیات فارسی، شاعرانِ زیادی آمده و رفته‌اند؛ شاعرانی که بعضی‌هایشان به کانون‌های قدرت و ثروت وصل بودند و پولشان از پارو بالا می‌رفته است و در مقابل، شاعرانی که از این کانون‌ها دل کندند و به درآمد بخور و نمیرِ خود قناعت کردند یا از همان ابتدا راه خودشان را رفتند و صورتشان را با سیلی سرخ کردند و حاضر نشدند منت کسی روی سرشان باشد.

روزنامه خراسان: در طول تاریخ ادبیات فارسی، شاعرانِ زیادی آمده و رفته‌اند؛ شاعرانی که بعضی‌هایشان به کانون‌های قدرت و ثروت وصل بودند و پولشان از پارو بالا می‌رفته است و در مقابل، شاعرانی که از این کانون‌ها دل کندند و به درآمد بخور و نمیرِ خود قناعت کردند یا از همان ابتدا راه خودشان را رفتند و صورتشان را با سیلی سرخ کردند و حاضر نشدند منت کسی روی سرشان باشد.

در این مطلب نگاهی داریم به وضعیت مالی و اقتصادی چند شاعر نامدار کلاسیک فارسی؛ آن‌هایی که زندگیِ پرزرق و برقی داشته‌اند و آن‌هایی که در فقر و تنگدستی روزگار می‌گذرانده‌اند.

عنصری بلخی

اختلاف طبقاتی در محفل شاعران نامدار!

یکی از شاعرانی که ثروتش زبانزد شد، عنصری بلخی، شاعر قرن چهارم و پنجم است. عنصری در نخستین سال‌های پادشاهی محمود غزنوی به دربار او راه یافت و یکی از شاعرانِ محبوب او شد.

عنصری در تعداد زیادی از سفر‌های محمود همراهش بود و در وصف فتح‌ها و پیروزی‌های او قصیده‌های زیادی سرود. همین‌ها باعث شد عنصری از این راه ثروت زیادی به جیب بزند تا جایی که ظرف و کاسه و قاشق و چنگالش از جنس طلا و نقره بود!


ناصرخسرو

اختلاف طبقاتی در محفل شاعران نامدار!

سفرنامه ناصر خسرو یکی از مشهورترین آثار این نویسنده و شاعر قرن پنجم هجری است. ناصرخسرو قبل از رفتن به سفر هفت ساله‌اش، مأمور گرفتن مالیات دربار سلجوقی بوده است و بعد که تصمیم به سفر می‌گیرد، آن هم چنین سفری طولانی، بسته به موقعیت و نیازش کار می‌کرده و خرج سفرش را در می‌آورده است.

به عبارتی ناصرخسرو پس از جدایی از دربار و رفتن به سفر، به تدریج اندوخته‌اش را از دست می‌دهد و وقتی هم که به شهر و دیار خود برمی‌گردد، پس از فراز و نشیب‌های بسیار به یمگان بدخشان می‌رود و در غربت و فقر چشم از دنیا می‌بندد.


وحشی بافقی

اختلاف طبقاتی در محفل شاعران نامدار!

بی‌خود نیست که وحشی سروده است: «دوستان شرح پریشانی من گوش کنید/ داستان غم پنهانی من گوش کنید»! از قضا اوضاع مالیِ وحشی بافقی، شاعر مشهور قرن دهم هجری هم چندان تعریفی نداشته است.

او در جوانی از بافق به یزد رفت و در آن‌جا تحصیل کرد و بعد از چند سال از کاشان سر درآورد و در آن‌جا به شغل مکتب‌داری مشغول شد. وحشی بافقی روزگار خود را با سختی و تنگدستی و تنهایی سر کرد؛ به طوری که از خواندن اشعارش هم به خوبی حس و حالش را درک می‌کنیم.


مسعود سعد سلمان

اختلاف طبقاتی در محفل شاعران نامدار!

مسعود سعد سلمان که به حبسیه‌هایش معروف است، یکی از شاعران قرن پنجم هجری است. او پدری ثروتمند داشت که به عنوان سفیر دستگاه غزنویان در هند مشغول کار بود.

مسعود هم به واسطه اعتبار و موقعیت پدرش وارد دربار غزنویان شد، اما بخت با او خیلی یار نبود؛ تا جایی که قسمتی از عمرش را در زندان گذراند. مسعود سعد سلمان را می‌توان یکی از آقازاده‌هایی به شمار آورد که خیری از ثروت و موقعیت پدرشان ندیدند و فقط رنج و سختی و گرفتاری نصیبشان شد.


رودکی سمرقندی

اختلاف طبقاتی در محفل شاعران نامدار!

رودکی سمرقندی، پدر شعر فارسی در دربار سامانیان که حاکمانی فرهنگ‌دوست بودند، بسیار محبوب بود و از این راه به ثروت فراوانی رسید، اما در سال‌های پایانی عمرش کمتر مورد توجه بود و به همین دلیل درآمد چندانی هم نداشت.

یکی از داستان‌های شیرین تاریخ ادبیات فارسی به سرودن شعر معروف رودکی با این مطلع برمی‌گردد: «بوی جوی مولیان آید همی/ یاد یار مهربان آید همی».


فردوسی توسی

اختلاف طبقاتی در محفل شاعران نامدار!

محمود غزنوی فقط به شاعرانی که مدح و مجیزش را می‌گفتند، التفات داشت و به شاعرانی مانند فردوسی بی‌محلی می‌کرد.

پس از چند سال از آغاز سرایش شاهنامه، زمانی که فردوسی برای ادامه راه تقریباً تهیدست و بی‌چیز شده بود و از محمود درخواست کمک کرد، او خیلی توجهی نکرد و بعد از پایان سرودن شاهنامه هم وقتی فردوسی به دربار محمود رفت و کتابش را تقدیم کرد، محمود آن‌قدر از کارِ او ایراد گرفت که فردوسی بی هیچ حرفی بیرون آمد و سرانجام در تنهایی و فقر از دنیا رفت.

گفته می‌شود سلطان محمود از کارش پشیمان می‌شود و تصمیم می‌گیرد برای قدردانی از فردوسی هدیه‌ای به او بدهد، اما وقتی مأموران او با هدیه از راه می‌رسند که پیکر فردوسی را از دروازه شهر بیرون می‌بردند.


منوچهری دامغانی

اختلاف طبقاتی در محفل شاعران نامدار!

منوچهری دامغانی، شاعر قرن چهارم و پنجم هجری که به «نقاش طبیعت» هم معروف است، از نظر مالی وضع بدی نداشته است.

این شاعر که خیلی هم خوش گذران بوده، قصاید مدحی فراوانی در وصف امیران و حاکمان دربار غزنوی سروده و از این راه سرمایه فراوانی به دست آورده است.

یکی از مشهورترین اشعار منوچهری مسمطی است با این مطلع: «خیزید و خز آرید که هنگام خزان است/ باد خنک از جانب خوارزم وزان است»؛ این مسمط مشهور در مدح سلطان مسعود غزنوی سروده شده است.


فرخی سیستانی

اختلاف طبقاتی در محفل شاعران نامدار!

فرخی سیستانی، شاعر قصیده سرای قرن پنجم را می‌توان یکی از ثروتمندترین شاعران فارسی گو دانست. او به واسطه قصیده‌های مدحی‎‌اش در وصف سلطان محمود غزنوی به مقام ملک الشعرایی دربار رسید و صله پشتِ صله نصیبش شد. فرخی بعد از درگذشت محمود هم قصیده‌های ستایش‌آمیز خود را نثار مسعود غزنوی می‌کرد و همین‌ها باعث شد تا آخر عمر در ثروت و نعمت زندگی کند.

انتشار یافته: 4
در انتظار بررسی:0
Iran, Islamic Republic of
13:56 - 1398/08/24
ایکاش آن پژوهشگری که این روایات تاریخی را تالیف ونوشته،حداقل
کمی از اسناد تاریخی بزرگان ومحقیق استفاده میکرد!!! انگاه متوجه میگردید....شاهنامه چندسال پیش از به قدرت رسیدن محمود غزنوی،به اتمام رسیده،حکیم بزرگ فردوسی هم دوره آن سلطان در حیات نبوده،قبل از آن در گذشته.....حتی عده زیادی از مورخین سترک با اسناد ومدارک ثابت نموده اند ،اختلاف زمانی صد ساله وجود دارد!!!
حتی انوری،فرخی،عنصری هم برای انحراف فکری این سلطان خونخوار وحمایت از شاهنامه ،هیچگاه قدردانی از شاهنامه نکرده،تا این نامه پارسی از دستبرد در امان باشد....مطالعه تاریخ خوب است برای دست بقلم شدن.
Iran, Islamic Republic of
16:51 - 1398/08/24
چیزی که خیلی نومایان است این بود که پاچه خواران و مدح گویان وضع بهتری میداشتند
Iran, Islamic Republic of
05:25 - 1398/08/25
فردوسی برای زنده مگه داشتن زبان فارسی و افسانه های ایران باستان نه تنها سرمایه مالیشو بلکه عمر و زندگیشو گذاشت. قدرشو باید بیشتر بدونیم. روحش شاد. روح همه هنرمندانی ک ب دنبال درمان دردی از دردهای جامعه بودن شاد...
Iran, Islamic Republic of
14:22 - 1398/08/25
فردوسی حکیم بود ،از بین شاعرانمان تنها فردوسی و نظامی حکیم بوده اند ،یعنی پزشکی می دانسته اند .

منم بنده ی اهل بیت نبی
،سراینده ی خاک پای وصی
بر این بودم و هم بر این بگذرم
چنان دان که خاک پی حیدرم

قابل توجه کسانی که میگن ایرانیان در زمان صفویه شیعه شده اند ،

انشالله با نبی و وصی محشور بشی حکیم فرزانه !
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج