طلاق با 17 هزار سكه مهریه
۹۳۳۲
۲۸ شهريور ۱۳۹۰ - ۱۵:۵۳
۹۰۴۴ 
دادگاه خانواده تهران
خانم دكتر مقيم امريكا كه 10 سال پس از جدايي ، براي دومين بار با مهريه 5 هزار سكه طلا با همسر سابقش پاي سفره عقد نشسته بود، پس از دو ماه زندگي مشترك به بن‌بست رسيد.
زن ميانسال كه مقابل قاضي عموزادي رئيس شعبه 268 دادگاه خانواده تهران ايستاده بود هنگام تسليم دادخواستش گفت: «11ساله بودم كه همراه خانواده‌ام براي ادامه زندگي راهي امريكا شديم. در 22 سالگي فارغ‌التحصيل رشته دندانپزشكي شده بودم كه در يك ميهماني با مرد تاجري به نام فريدون آشنا شدم.
 
 از آنجا كه فريدون در ازدواج اول شكست خورده بود چندي بعد به من پيشنهاد ازدواج داد. وقتي او را مردي مهربان و خانواده‌دوست ديدم به اختلاف سني 16ساله‌مان توجهي نكردم و پس از مشورت با خانواده‌ام جواب مثبت داده و با مهريه 12هزار سكه و دريافت حق طلاق به عقدش درآمدم. پس از برگزاري مراسم باشكوهي در شهر لس‌آنجلس راهي خانه بخت شدم. اوايل زندگي خوب و‌آرامي داشتيم، اما رفته رفته شوهرم سر ناسازگاري گذاشت و به بهانه‌هاي مختلف مرا به باد كتك مي‌گرفت.

ابتدا فكر مي‌كردم با دنيا آمدن فرزندمان اخلاق و رفتارش تغيير خواهد كرد. بنابر اين به اميد داشتن آينده‌اي بهتر، سختي‌هاي زندگي را به دل و جان خريدم اما افسوس كه تولد دخترمان نيز تأثيري در رفتار همسرم نداشت.
 
تا اين كه يك روز هنگام مشاجره لفظي فريدون گفت كه فقط به خاطر ثروت پدرم و اقامت دائم با من ازدواج كرده است، با شنيدن اين حرف‌ها احساس كردم دنيا روي سرم خراب شده و بشدت دلم شكست. بنابراين چند روز بعد براي جدايي به دفتر حفاظت منافع ايران در واشنگتن رفته و دادخواست طلاق دادم.
 
سرانجام با گذشت 2 سال از زندگي مشترك، مهريه 12 هزار سكه طلا را به او بخشيده و از آنجا كه حق طلاق هم با من بود به راحتي جدا شدم و حضانت دخترم را نيز به عهده گرفتم. اما وقتي پس از 10 سال فريدون براي بار دوم به خواستگاري‌ام آمد شوكه شدم.
 
ابتدا با پيشنهادش بشدت مخالفت كردم. اما پس از مدتي به تصور اين كه رفتارش نسبت به گذشته تغيير كرده است براي رهايي از تنهايي در غربت و به رغم مخالفت‌هاي خانواده‌ام جواب مثبت دادم اين بار همراه يكديگر براي عقد راهي ايران شديم و قرار شد پس از عقد براي زندگي به امريكا برگرديم. بدين ترتيب، شش ماه پيش به ايران آمديم و دو ماه قبل نيز با مهريه 5 هزار سكه به عقدش درآمدم. اما افسوس كه قبل از سفر به امريكا متوجه شدم اخلاق و رفتارش هيچ تغييري نكرده و تندخوتر هم شده است.
 
حال آن كه او با خوشرويي و ظاهرسازي و براي تصاحب ثروتم فريبم داده است. حالا هم اين وضعيت برايم غيرقابل تحمل است. بنابراين مهريه‌ام را مي‌خواهم. قاضي عموزادي پس از شنيدن اظهارات زن ميانسال، شوهر وي را به دادگاه فرا خواند.

منبع: مشرق

باز نشر: مجله اینترنتی Bartarinha.ir

برترین مجله اینترنتی ایران

انتشار یافته: 4
در انتظار بررسی:0
Iran, Islamic Republic of
16:49 - 1390/06/28
به نظر من آدم 7 سالگی هرچی باشه 70 سالگیم همونه از نظر اخلاقی میگما البته یه ضرب و المثل ترک هستش .آدمها به همین راحتی تغییر نمیکنن این خانوم واقعا ساده بوده که دوباره گول خورده.نباید 1 اشتباه رو 2 بار تکرار کرد.
Iran, Islamic Republic of
09:32 - 1390/06/29
22 سالگی فارغ التحصیل دندانپزشکی شده؟؟؟؟؟؟درسه 6 ساله رو؟حالا چرا انقدر مهریه های بالا؟تو که آخرش می بخشی همرو
Iran, Islamic Republic of
15:08 - 1390/07/03
solmaz jan movafegham,adamha taghir mikonank gahi vali na taghirate bozorg.1eshtebaho k 20bar tekrar namikonan
Iran, Islamic Republic of
17:13 - 1390/07/16
این اقا مگه کم ثروت داشته که چشم طمع به ثروت این خانم داشته؟ حالا خوبه این خانم خارج بوده باید یه مدت کوتاه با این اقا میگشته ببینه تغییر کرده یا نه بعد عقد میکرد.
نام:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز: 450
قوانین ارسال نظر
بانک اطلاعات مشاغل تهران و کرج