برچسب ها - داستانک
برچسب جستجو
برچسب :

داستانک

روزی مرد خسیسی که تمام عمرش را صرف مال اندوزی کرده بود و پول و داریی زیادی جمع کرده بود، قبل از مرگ به زنش گفت: من می خواهم تمامی اموالم را به آن دنیا ببرم .
کد خبر: ۶۵۴۷۲   تاریخ انتشار : ۱۳۹۲/۰۶/۱۰


چندين سال قبل براي تحصيل در دانشگاه سانتا کلارا کاليفرنيا، وارد ايالات متحده شده بودم، سه چهار ماه از شروع سال تحصيلي گذشته بود كه يك كار گروهي براي دانشجويان تعيين شد كه در گروه هاي پنج شش نفري با برنامه زماني مشخصي بايد انجام ميشد.
کد خبر: ۶۴۹۸۷   تاریخ انتشار : ۱۳۹۲/۰۶/۰۶


جوانی نزد شیوانا آمد و به او گفت: "در مدرسه‌ای که درس می‌خوانم، پسر ثروتمندی است که خود را خیلی زرنگ و تیز می‌داند و به واسطه ثروت پدرش مسوولان مدرسه هم از او حمایت بی‌قید و شرط می‌کنند.
کد خبر: ۶۳۵۲۲   تاریخ انتشار : ۱۳۹۲/۰۵/۲۷


درست هنگامی که همه در یک بدهکاری بسر می برند و هر کدام برمنبای اعتبارشان زندگی را گذران می کنند ناگهان، یک مرد بسیار ثروتمندی وارد شهر می شود.
کد خبر: ۶۳۳۴۲   تاریخ انتشار : ۱۳۹۲/۰۵/۲۶


زن جوانی پیش مادر خود می‌رود و از مشکلات زندگی خود برای او می‌گوید و اینکه او از تلاش و جنگ مداوم برای حل مشکلاتش خسته شده است.
کد خبر: ۶۲۶۱۸   تاریخ انتشار : ۱۳۹۲/۰۵/۲۰


موسی مندلسون پدر بزرگ آهنگساز شهیر آلمانی، انسانی زشت و عجیب الخلقه بود. قدّی بسیار کوتاه و قوزی بد شکل بر پشت داشت. موسی روزی در هامبورگ با تاجری آشنا شد که دختری بسیار زیبا و دوست داشتنی به نام فرمتژه داشت. موسی در کمال ناامیدی، عاشق آن دختر شد، ولی فرمتژه از ظاهر و هیکل از شکل افتاده او منزجر بود.
کد خبر: ۵۷۵۴۶   تاریخ انتشار : ۱۳۹۲/۰۴/۱۱


نادانی رو به خردمندی کرد و گفت فلان شخص ، ثروتمندترین مرد شهر است . باید از او آموخت و گرامیش داشت.
کد خبر: ۵۷۲۴۳   تاریخ انتشار : ۱۳۹۲/۰۴/۰۹


فرمانروای شهر از دیدار شاه سلطان حسین صفوی باز می گشت . بزرگان و ریش سفیدان شهر به دیدار سالار شهر خویش رفته و از حال شاه ایران زمین جویا می شدند .
کد خبر: ۵۶۷۱۰   تاریخ انتشار : ۱۳۹۲/۰۴/۰۵


کمی پس از آن که آقای داربی از دانشگاه مدرکش را گرفت و تصمیم داشت از تجربه خود در کار معدن استفاده کند، دریافت که "نه" گفتن لزوماً به معنای "نه" نیست.
کد خبر: ۵۶۵۵۹   تاریخ انتشار : ۱۳۹۲/۰۴/۰۴


ارسالی از ستاره هاشمی
سالها پیش که من به عنوان کارآموز در بیمارستان کار می کردم، دختری به بیماری عجیب و سختی دچار شده بود و تنها شانس زنده ماندنش انتقال کمی از خون خانواده اش به او بود
کد خبر: ۵۶۳۹۲   تاریخ انتشار : ۱۳۹۲/۰۴/۰۲


خاخامی در میان مردم محبوبیت زیادی داشت، همه مسحور گفته هایش می شدند...
کد خبر: ۵۶۲۶۵   تاریخ انتشار : ۱۳۹۲/۰۴/۰۱


اگر یک نفر از رازی خبردار باشد و بروز دادن آن، باعث زحمت و گرفتاری خودش با دیگری بشود به او می‌گویند شتر دیدی ندیدی.
کد خبر: ۵۶۰۱۷   تاریخ انتشار : ۱۳۹۲/۰۳/۲۹


استادى در شروع کلاس درس، لیوانى پر از آب به دست گرفت. آن را بالا نگاه داشت که همه ببینند. بعد از شاگردان پرسید: به نظر شما وزن این لیوان چقدر است؟ شاگردان جواب دادند 50 گرم، 100 گرم، 150 گرم.
کد خبر: ۵۵۹۹۶   تاریخ انتشار : ۱۳۹۲/۰۳/۲۹


روزی، سنگتراشی که از کار خود ناراضی بود و احساس حقارت می کرد، از نزدیکی خانه بازرگـانی رد می شد. در باز بود و او خانه مجلل، باغ و نوکران بازرگان را دید و...
کد خبر: ۵۵۷۵۲   تاریخ انتشار : ۱۳۹۲/۰۳/۲۸


پسر بچه ای بود که اخلاق خوبی نداشت و همه اطرافیان از این رفتار او خسته شده بودند روزی پدرش او را صدا کرد و گفت: پسر دلم می خواهد کاری برای من انجام بدهی! پسر گفت: بسیار خوب...
کد خبر: ۵۵۴۶۲   تاریخ انتشار : ۱۳۹۲/۰۳/۲۶


وقتی بیدار شدم تمام تنم درد می کرد و می سوخت. چشم هایم را بازکردم و دیدم پرستاری کنار تختم ایستاده...
کد خبر: ۵۵۱۲۶   تاریخ انتشار : ۱۳۹۲/۰۳/۲۳


در هر رابطه دوستی ای، ماهیت اعتماد به قید و بندهاش نیست، به عهد و پیمان هاش هست. پس دست کسی روُ که دوست داری رُو بگیر، به جای این که توقع داشته باشی اون دست تو رُو بگیره..
کد خبر: ۵۵۰۴۱   تاریخ انتشار : ۱۳۹۲/۰۳/۲۲


در روزگاري دور حدود قرن پانزدهم ميلادي، در روستايي نزديك نورنبرگ آلمان يك خانواده پر جمعيت 10 نفره زندگي مي كردند...
کد خبر: ۵۴۸۷۳   تاریخ انتشار : ۱۳۹۲/۰۳/۲۱


روزی روزگاری پادشاهی دو شاهین کوچک به عنوان هدیه دریافت کرد. آنها را به مربی پرندگان دربار سپرد تا برای استفاده در مراسم شکار تربیت کند.
کد خبر: ۵۴۷۴۱   تاریخ انتشار : ۱۳۹۲/۰۳/۲۰


دانشجویی که سال آخر دانشگاه را می گذراند به خاطر پروژه ای که انجام داده بود جایزه اول را گرفت
کد خبر: ۵۴۵۸۴   تاریخ انتشار : ۱۳۹۲/۰۳/۱۹